تاریخ انتشار: یکشنبه 16 آذر 1399
راه های اعتراض به رأی دادگاه ، واخواهی، تجدیدنظر، فرجام

 راه های اعتراض به رأی دادگاه ، واخواهی، تجدیدنظر، فرجام

پس از صدور رای بدوی،در صورتیکه هر یک از طرفین به رای دادگاه اول (دادگاه بدوی) معترض بوده و رای را برخلاف منفعت و مصلحت خود و مغایر با قانون بدانند میتوانند تحت عناوین و قالب های تعریف شده قانونی اقدام به اعتراض به رای کنند.پس از آن و پس از صدور رای مورد اعتراض و اخذ تصمیم در مرجع رسیدگی به اعتراض به رای (واخواهی و تجدیدنظرخواهی)، در قالب های دیگر مانند فرجام خواهی و اعاده دادرسی و اعتراض ثالث، می توان مجددا نسبت به رای شکایت نمود.توسل به هر یک از راه های شکایت و اعتراض به رای شرایط و ویژگی ها و آثاری دارد که در این مقاله به طور مختصر به آنها پرداخته می شود.

امتیاز: Article Rating | تعداد بازدید: 280309

 

ویدئوی آموزشی - راه های اعتراض به رای دادگاه

 

 

راه های شکایت و اعتراض به رأی دادگاه 

مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تظلم خواهی، از حقوق آحاد ملت است و افراد می توانند برای رسیدن به حقوق قانونی خود به دادگستری مراجعه کرده و آن را به صورت قانونی مطالبه کنند. اما برای اینکه افراد بتوانند به صورت کامل به حق خود برسند، قانونگذار علی رغم اطاله دادرسی ( طولانی شدن روند رسیدگی ) رسیدگی دو مرحله ای را نیز پیش بینی نموده و اعتراض به رای صادر شده را از حقوق افراد می داند که هر یک از این راههای اعتراض به رای در شرایط و زمان های خاص خود مورد استفاده قرار می گیرند.

  •  به جهت حساسیت و پیچیدگی شکایت و اعتراض به رای و به دلیل اینکه ممکن است اعتراض و شکایت از رای آخرین اقدام و تلاش مؤثر شما برای رفع اثار محکومیت باشد توصیه میشود اگر در مراحل ابتدایی شکایت خود وکیل نداشته اید برای شکایت از رای ، واخواهی ، تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی حتما وکیل بگیرید.

1- واخواهی ( شکایت از رأی غیابی ) :

 واخواهی یا اعتراض به رأی غیابی از طرق عادی و موافق قاعده در شکایت از آراء غیابی است.

قبل از بررسی واخواهی و شرایط و اصول آن لازم است به تعریفی از حکم غیابی که می توان از آن واخواهی نمود، بپردازیم.

حکم دادگاه حضوری است مگر اینکه خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و به طور کتبی نیز دفاع ننموده باشد و یا اخطاریه ابلاغ واقعی نشده باشد ( یعنی ابلاغ به صورت قانونی به عمل آید برای نمونه ابلاغ در نشانی خوانده به بستگان و خادمانی که سن یا وضع ظاهری آنان برای تشخیص اهمیت اوراق کافی باشد یا ابلاغ به صورت الصاق اخطاریه در نشانی خوانده در صورت حاضر نبودن اشخاص یاد شده یا امتناع آنان از گرفتن اوراق و نهایتا ابلاغ از طریق نشر آگهی در هنگام مجهول المکان بودن

با توجه به مطالب فوق؛ محکوم علیه غایب ( کسی که حکم علیه او صادر شده ) حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید. این اعتراض واخواهی نامیده می شود. پس حق واخواهی صرفا برای خوانده متصور است و رای در مورد خواهان هیچگاه غیابی نیست و خواهان در هیچ موردی حق واخواهی ندارد.  

به دادخواست واخواهی در دادگاه صادرکننده حکم غیابی رسیدگی می شود.

مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند 20 روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند 2 ماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود مگر اینکه معترض به حکم ثابت نماید عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به دلیل عذر موجه بوده است. در این صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادر کننده رای اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف می شود.

 

 

جهات عذر موجه 

1- مرضی که مانع حرکت است.
2- فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد او.
3- حوادث قهریه از قبیل: سیل، زلزله و حریق که بر اث آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد.
4- توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد.
نکته: لازم به ذکر است تقدیم دادخواست خارج از مهلت یاد شده و بدون عذر موجه، قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر و برابر مقررات مربوط به آن مرحله می باشد.

 

2- تجدیدنظرخواهی (اعتراض به رای در دادگاه تجدیدنظر) :

تجدیدنظر خواهی از راههای عادی اعتراض به رای و موافق قاعده است و به صورت خودکار مانع اجرای حکم می شود. در قانون ما اگر چه اصل بر قطعیت آراء است و تجدیدنظر خواهی جز در موارد پیش بینی شده در قانون امکان پذیر نیست ولی در صورت صدور حکمی که قانونگذاربه صراحت آن را قابل تجدید نظر می داند، تجدیدنظر خواهی حق مسلم فرد می شود و قاضی رسیدگی کننده نمی تواند در صورت رعایت تمام شرایط از سوی فرد، از پذیرش تجدیدنظرخواهی سر باز زند.

اولین سوالی که در مورد تجدید نظر به ذهن متبادر می شود این است که چه افرادی حق تجدیدنظر دارند؟

علاوه بر طرفین دعوا، وکیل یا نمایندگان قانونی آنان نیز حق تجدید نظر خواهی دارند

البته لازم به ذکر است این افراد باید در یک مهلت قانونی که توسط قانونگذار مشخص شده برای تجدیدنظر از آراء اقدام نمایند.

این مهلت برای اشخاص مقیم ایران 20 روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور 2 ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مهلت واخواهی است.

ضمن اینکه متقاضی تجدیدنظر باید دادخواست تجدیدنظر خود را ظرف مهلت مقرر به دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است تسلیم نماید.

در صورتی که در مهلت مقرر دادخواست تجدیدنظر به مراجع مذکور در بالا تقدیم نشده باشد، متقاضی تجدیدنظر با دلیل و بیان عذر خود، تقاضای تجدیدنظر را به دادگاه صادرکننده رای تقدیم می نماید. دادگاه مکلف است ابتدا به عذر عنوان شده که موجب عدم تقدیم دادخواست در مهلت مقرر بوده رسیدگی و در صورت عذر موجه نسبت به پذیرش دادخواست تجدیدنظر اتخاذ تصمیم نماید.

 

جهات عذر موجه به قرار زیر هستند:

1- مرضی که مانع حرکت است
2- فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد
3- حوادث قهریه ازقبیل سیل، زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست تجدیدنظر در مهلت مقرر ممکن نباشد
4- توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست تجدیدنظر تقدیم کرد.

 

 

احکامی که قابلیت درخواست تجدیدنظر دارند:

الف) دعاوی مالی که خواسته آن از سیصد هزارتومان متجاوز باشد ( شامل سیصد هزار تومان نمی شود )

ب) دعاوی مالی که ارزش آن ها از سیصد هزار تومان متجاوز باشد ( شامل سیصد هزار تومان نمی شود )

ج) کلیه احکام صادره در دعاوی غیرمالی

د) حکم راجع به متفرعات دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قبل تجدیدنظر باشد

 

احکام غیر قابل تجدیدنظر :

1- احکام مستند به اقرار در دادگاه

2- احکام مستند به رای یک یا چند نفر کارشناس که طرفین کتبا رای آنان را قاطع دعوا قرار داده باشند

 

قرارهای قابل تجدیدنظر : 

علاوه بر احکام، بعضی از قرارهای دادگاه ها نیز قابل تجدید نظر هستند البته به شرطی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد.

الف) قرا ابطال دادخواست یا رد دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد

ب) قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا

 ج) قرار سقوط دعوا

د) قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا

 

جهات و دلایل تجدیدنظر :

جهات تجدیدنظر نیز به شرح زیر می باشند که البته در صورت وجود جهات دیگر، مرجع تجدیدنظر به آن جهت نیز رسیدگی می نماید. اما مرجع تجدیدنظر فقط نسبت به آن موضوعی که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته است رسیدگی می نماید.

الف) ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه

ب) ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود

ج) ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی

د) ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای

ه) ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی

 

 

مرجع تقدیم درخواست تجدیدنظر : 

همانطور که گفته شد متقاضی تجدیدنظر باید دادخواست خود را ظرف مهلت مقرر به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است، تسلیم نماید.

 

 

نحوه رسیدگی به تجدیدنظرخواهی : 

بعد از تقدیم دادخواست، مراتب رسیدگی در دادگاه به شرح زیر آغاز می شود:

مراجع یاد شده در بالا باید بلافاصله پس از وصول دادخواست آن را ثبت و رسیدی مشتمل بر نام متقاضی و طرف دعوا، تاریخ تسلیم، شماره ثبت و دادنامه به تقدیم کننده تسلیم و در روی کلیه برگ های دادخواست تجدیدنظر همان تاریخ را قید کند. این تاریخ، تاریخ تجدیدنظر خواهی محسوب می گردد

در صورتی که دادخواست به دفتر مرجع تجدیدنظر یا بازداشتگاه داده شود به شرح بالا اقدام و دادخواست را به دادگاه صادر کننده رای ارسال می دارد.

چنانچه دادخواست تجدیدنظر در مهلت قانونی تقدیم شده باشد، مدیر دفتر دادگاه بدوی پس از تکمیل آن، پرونده را ظرف دو روز به مرجع تجدیدنظر ارسال می دارد.

در صورتی که دادخواست خارج از مهلت داده شود یا در مهلت قانونی رفع نقص نگردد، به موجب قرار دادگاه صادر کننده رای بدوی، رد می شود. که البته این قرار ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ در مرجع تجدیدنظر قابل اعتراض است. رای دادگاه تجدیدنظر قطعی است.

دادگاه باید ذیل رای خود، قابل تجدیدنظر بودن یا نبودن رای و مرجع تجدیدنظر آن را معین نماید. این امر مانع از آن نخواهد بود که اگر رای دادگاه قابل تجدیدنظر بوده و دادگاه آن را قطعی اعلام کند، هر یک از طرفین درخواست تجدیدنظر نماید.

مدیر دفتر دادگاه بدوی ظرف دو روز از تاریخ وصول دادخواست و ضمایم آن و یا پس از رفع نقص، یک نسخه از دادخواست و پیوست های آن را برای طرف دعوا می فرستد که ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ پاسخ دهد، پس از انقضای مهلت یاد شده اعم از اینکه پاسخی رسیده یا نرسیده باشد، پرونده را به مرجع تجدیدنظر می فرستد.

چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد، رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر اینصورت با رد درخواست و تایید رای، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

تجدیدنظرخواهی از آراء قابل تجدیدنظر که در قانون احصاء گردیده، مانع اجرای حکم خواهد بود، هر چند دادگاه صادر کننده رای آن را قطعی اعلام نموده باشد مگر در مواردی که قانون استثنا کرده باشد برای مثال در صورتی که رای صادره مبنی بر رفع تصرف عدوانی یا مزاحمت یا ممانعت از حق باشد، بلافاصله به دستور مرجع صادرکننده، توسط اجرای دادگاه یا ضابطین دادگستری اجراء خواهد شد و در این مورد به صورت استثنا، تجدیدنظر مانع اجراء نخواهد بود.
 

3- فرجام خواهی (اعتراض به رای در دیوان عالی کشور):

 از طرق فوق العاده شکایت از آراء می باشد. رسیدگی فرجامی طبق قانون آیین دادرسی مدنی عبارت است از: تشخیص انطباق یا عدم انطباق رای مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات قانونی.

 

افراد صالح برای فرجامخواهی :  

1)طرفین دعوا، قائم مقام، نمایندگان قانونی و وکلای آنان.

2) دادستان کل کشور

 

مرجع درخواست فرجام خواهی : 

متقاضی فرجام باید دادخواست خود را به دادگاه صادر کننده رای تقدیم کند. 

در حال حاضر برخلاف آنچه در قانون آمده دادخواست فرجام خواهی به دفاتر خدمات قضایی تقدیم میشود. 

 

آرای قابل فرجام خواهی : 

در ذیل به بررسی آرایی که در مرحله بدوی و تجدیدنظر قابلیت فرجام خواهی دارند پرداخته می شود:

آراء دادگاه های بدوی که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته قابل فرجام خواهی نیست مگر در موارد زیر:

الف) احکام

1) احکامی که خواسته آن ( نه ارزش خواسته ) بیش از مبلغ 2 میلیون تومان باشد
2) احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر، وقف، ثلث، حبس و تولیت

ب) قرارها ی زیر مشروط بر اینکه اصل حکم راجع به آنها قابل رسیدگی فرجامی باشد.

1) قرار ابطال یا رد دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد

2) قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا

آراء دادگاه های تجدیدنظر استان قابل فرجام خواهی نیست مگر در موارد زیر:

الف) احکام

احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر و وقف

ب) قرارهای زیر مشروط بر اینکه اصل حکم راجع به آنها قابل رسیدگی فرجامی باشد:

1) قرار ابطال یا رد دادخواست که از دادگاه تجدیدنظر صادر شده باشد

2) قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا

 

 

احکام غیر قابل فرجام خواهی 

احکام مستند به اقرار قاطع دعوا در دادگاه
احکام مستند به نظریه یک یا جند نفر کارشناس که طرفین به طور کتبی ری آنها را قاطع دعوا قرار داده باشند.
احکام مستند به نظریه یک یا چند نفر کارشناس که طرفین به طور کتبی رای آن ها را قاطع دعوا قرار داده باشند
احکامی که طرفین حق فرجام خواهی خود را نسبت به آن ساقط کرده باشند
احکامی که ضمن یا بعد از رسیدگی به دعوای اصلی، راجع به متفرعات آن صادر می شود، در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل رسیدگی فرجامی نباشد.
احکامی که به موجب قوانین خاص غیرقابل فرجام خواهی است

 

مهلت درخواست فرجام خواهی:

برای اشخاص ساکن ایران 20 روز و برای اشخاص مقیم خارج 2 ماه می باشد.

بعد از تقاضای فرجام از رای، شعبه رسیدگی کننده وارد رسیدگی می شود و با نظر اکثریت اعضاء در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصمیم می نماید.

چنانچه رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد، ضمن ابرام آن، پروده را به دادگاه صادر کننده اعاده می نماید

چنانچه یکی از موجبات نقض وجود داشته باشد، رای مورد تقاضای فرجام نقض می شود اگرچه فرجام خواه به آن جهت که مورد نقض قرار گرفته است، استناد نکرده باشد.

 

در موارد زیر حکم یا قرار نقض می گردد:

1) دادگاه صادر کننده رای، صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم صلاحیت محلی در صورتی که به آن ایراد شده باشد
2) رای صادره خلاف موازین شرعی و مقررات قانونی شناخته شود
3) عدم رعایت اصول دادرسی و قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا در صورتی که به درجه ای از اهمیت باشد که رای را از اعتبار قانونی بیندازد
4) آراء مغایر با یکدیگر، بدون سبب قانونی در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا صادر شده باشد
5) تحقیقات انجام شده ناقص بوده و یا به دلایل و مدافعات طرفین توجه نشده باشد
6) در مواردی که دعوا ناشی از قرارداد باشد، چنانچه به مفاد صریح سند یا قانون یا آئین نامه مربوط به آن قرارداد معنای دیگری غیر از معنای موردنظر دادگاه صادر کننده رای داده شود
7) چنانچه عدم صحت مدارک، اسناد و نوشته های مبنای رای که طرفین در جریان دادرسی ارائه نموده اند، ثابت شود

 

 

نحوه رسیدگی به درخواست فرجام خواهی :

در صورتی که دادخواست فرجام خواهی تکمیل باشد، مدیر دفتر دادگاه یک نسخه از دادخواست و پیوست های آن را برای طرف دعوا، ارسال می دارد تا ظرف 20 روز به طور کتبی پاسخ دهد. پس از انقضای مهلت یاد شده اعم از اینکه پاسخی رسیده یا نرسیده باشد، پرونده را همراه به پرونده مربوط به رای فرجام خواسته، به دیوان عالی کشور می فرستد

پس از وصول پرونده به دیوان عالی کشور، رئیس دیوان یا یکی از معاونان وی پرونده را با رعایت نوبت و ترتیب وصول به یکی از شعب دیوان ارجاع می نماید. شعبه مرجوع الیه به نوبت رسیدگی می کند مگر در مواردی که به موجب قانون یا به تشخیص رئیس دیوان عالی کشور، رسیدگی خارج از نوبت ضروری باشد

رسیدگی در دیوان عالی کشور بدون حضور اصحاب دعوا صورت می گیرد مگر در مواردی که شعبه رسیدگی کننده دیوان، حضور آنان را لازم بداند.

شعبه رسیدگی کننده طبق نظر اکثریت در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصیم می نماید. اگر رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد، ضمن ابرام آن، پرونده را ب دادگاه صادر کننده اعاده می نماید.

در صورت نقض رای در دیوان عالی کشور، رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد:

الف) اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است، رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده آن ارجاع می شود

ب) اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد، به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد.

ج) در سایر موارد نقض، پرونده به شعبه دیگر از همان از همان حوززه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه ددگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

دادگاه مرجوع الیه به شرح زیر اقدام می نماید:

الف) در صورت نقض حکم به علت نقص تحقیقات، تحقیقات مورد نظر دیوان عالی کشور را انجام داده، سپس با در نظر گرفتن آن، مبادرت به صدور رای می نماید

ب) در صورت نقض قرار، دادگاه مکلف است برابر رای دیوان عالی کشور به دعوا رسیدگی کند مگر اینکه بعد از نقض، سبب تازه ای برای امتناع از رسیدگی به ماهیت دعوا حادث گردد. در این خصوص:

چنانچه قرار منقوض ابتدائا در مرحله تجدیدنظر صادر شده باشد، به دادگاه صادر کننده قرار ارجاع می شود

اگر در تایید قرار دادگاه بدوی بوده، پرونده برای رسیدگی به همان دادگاه بدوی ارجاع می گردد.

در موارد نقض رای، دادگاه مرجوع الیه با لحاظ رای دیوان عالی کشور و مندرجات پرونده، اگر اقدام دیگری را لازم نداند، بدون تعیین وقت، رسیدگی کرده و مبادرت به انشاء رای می نماید و الا با تعیین وقت و دعوت از طرفین، اقدام لازم را معمول و انشاء رای خواهد نمود.

بعضی مواقع نیز دادگاه مرجوع الیه اقدام به صدور رای اصراری می نماید:

به این معنا که بر رای اولیه ای که صادر کرده اصرار می ورزد. در این باره ماده 408 قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می دارد:

" در صورتی که پس از نقض حکم فرجام خواسته در دیوان عالی کشور، دادگاه با ذکر استدلال طبق رای اولیه اقدام به صدور رای اصراری نماید و این درخواست مورد رسیدگی فرجامی واقع شود، شعبه دیوان دیوان عالی کشور در صورت پذیرش استدلال، رای دادگاه را ابرام، در غیر اینصورت ( عدم پذیرش استدلال ) پرونده در هیئت عمومی شعب حقوقی مطرح و چنانچه نظر شعبه دیوان عالی کشور مورد ابرام قرار گرفت، حکم صادره نقض و پرونده به شعبه دیگر ارجاع خواهد شد. دادگاه مرجوع الیه طبق استدلال هیئت عمومی دیوان عالی کشور حکم مقتضی صادر می نماید. این حکم قطعی می باشد.

 

 

رسیدگی فرجامی از طریق دادستان کل کشور :

هر گاه از رای قابل قرجام در مهلت مقرر قانونی فرجام خواهی نشده، یا به هر علتی در آن موارد قرر رد دادخواست فرجامی صادر و قطعی شده باشد و ذینفع مدعی خلاف شرع یا قانون بودن آن رای باشد، می تواند از طریق دادستان کل کشور تقاضای رسیدگی فرجامی نماید. تقاضای یاد شده مستلزم تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی فرجامی است

مهلت تقدیم دادخواست یک ماه حسب مورد از تاریخ انقضای مهلت فرجام خواهی یا قطعی شدن قرار رد دادخواست فرجامی یا ابلاغ رای دیوان عالی کشور در خصوص تایید قرار رد دادخواست فرجامی می باشد

دفتر دادستان کل کشور دادخواست رسیدگس فرجامی را دریافت و در صورت تکمیل بودن آن از جهت ضمایم و مستندات و هزینه دادرسی برابر مقررات، آن را ثبت و به ضمیمه پرونده اصلی به نظر دادستان کل کشور می رساند

دادستان کل چنانچه ادعای آنها را در خصوص مخالفت بین رای با موازین شرع یا قانون، مقرون به صحت شخیص دهد از دیوان عالی کشور درخواست نقض آن را می نماید.

چنانچه دادخواست تقدیمی ناقص باشد، دفتر دادستان کل کشور به تقدیم کننده دادخواست ابلاغ می نماید که ظرف 10 روز از آن رفع نقص کند. هر گاه در مهلت مقرر اقدام به رفع نقص نشود، دادخواست قابل ترتیب اثر نخواهد بود.

 

4- اعاده دادرسی :

اعاده دادرسی از طرق فوق العاده و خلاف قاعده است و نسبت به احکامی که قطعیت یافته انجام میشود و ممکن است به جهات ذیل درخواست اعاده دادرسی شود. بنابرین اعاده دادرسی فقط نسبت به احکام ( و نه قرارها ) قطعی ( و نه غیرقطعی ) به عمل خواهد آمد.

جهات اعاده دارسی به شرح ذیل است:

موضوع حکم، مورد ادعای خوهان نبوده باشد.
حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد.
وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناشی از استناد به اصول یا مواد متضاد باشد.
حکم صادره با حکم دیگری در خصوص همان دعوا و اصحاب آن، که قبلا توسط همان دادگاه صادر شده است متضاد باشد بدون آنکه سبب قانونی موجب این مغایرت شده باشد.
لازم به ذکر است چنانچه اعاده دادرسی به جهت مغایر بودن دو حکم باشد، ابتدای مهلت اعاده دادرسی از تاریخ ابلاغ هر یک از دو حکم است.

اگر جهت اعاده دادرسی مغایرت دو حکم باشد، دادگاه پس از قبول اعاده دادرسی حکم دوم را نقض و حکم اول به قوت خود باقی خواهد ماند.

طرف مقابل درخواست کننده اعاده دادرسی حیله و تقلبی به کار برده ه در حکم دادگاه موثر بوده است.
حکم دادگاه مستند به اسنادی بوده که پس از صدور حکم، جعلی بودن آنها ثابت شده باشد.
لازم به ذکر است در صورتی که جهت اعاده دادرسی جعلی بون اسناد یا حیله و تقلب طرف مقابل باشد، ابتدای مهلت اعاده دادرسی، تاریخ ابلاغ حکم نهایی مربوط به اثبات جعل یا حیله و تقلب می باشد.

پس از صدور حکم، اسناد و مدارکی به دست آید که دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده دادرسی باشد و ثابت شود اسناد و مدارک یاد شده در جریان دادرسی مکتوم بوده و در اختیار متقاضی نبوده است.
لازم به ذکر است هرگاه جهت اعاده دادرسی وجود اسناد و مدارکی باشد که مکتوم بوده، ابتدای مهلت از تاریخ وصول اسناد و مدارک یا اطلاع از وجود آن محاسبه می شود. تاریخ یاد شده باید در دادگاهی که به درخواست رسیدگی می کند، اثبات گردد.

مهلت درخواست اعاده دادرسی به شرح زیر است:

برای اشخاص مقیم ایران:

نسبت به آراء حضوری قطعی، 20 روز از تاریخ ابلاغ

نسبت به آراء غیابی، 20 روز از تاریخ انقضای مهلت واخواهی و درخواست تجدیدنظر

برای اشخاص مقیم خارج:

نسبت به آراء حضوری: 2 ماه از تاریخ ابلاغ

نسبت به آراء غیابی: 2 ماه از تاریخ انقضای مهلت واخواهی و درخواست تجدیدنظر

در تمام موارد بالا اگر درخواست کننده اعاده دادرسی عذر موجهی به شرح زیر داشته باشد، تقاضای اعاده دادرسی او حتی خارج از مهلت نیز پذیرفته می شود.

مرضی که مانع از حرکت است
فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد او
حوادث قهریه از قبیل سیل، زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد
توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد.
اعاده دادرسی بر دو قسم است:

اصلی: عبارت است از اینکه متقاضی اعاده دادرسی به طور مستقل آن را درخواست نماید

دادخواست اعاده دادرسی اصلی به دادگاهی تقدیم می شود که صادرکننده همان حکم بوده است

طاری: عبارت است از اینکه در اثنای یک دادرسی حکمی به عنوان دلیل ارائه شود وکسی که حکم یاد شده علیه او ابراز گردیده نسبت به آن درخواست اعاده دادرسی نماید.

درخواست اعاده دادرسی طاری به دادگاهی تقدیم می گردد که حکم در آنجا به عنوان دلیل ابراز شده است. پس از درخواست اعاده دادرسی طاری باید دادخواست لازم ظرف سه روز به دفتر دادگاه تقدیم گردد.

دادگاهی که دادخواست اعاده دادرسی طاری را دریافت می دارد، مکلف است آن را به دادگاه صادرکننده حکم ارسال نماید و چنانچه دلایل درخواست را قوی بداند و  تشخیص دهد حکمی که در خصوص درخواست اعاده دادرسی صادر می گردد موثر در دعوا می باشد، رسیدگی به دعوای مطروحه را در قسمتی که حکم راجع به اعاده دادرسی در آن موثر است تا صدور حکم نسبت به اعاده دادرسی به تاخیر می اندازد و در غیراینصورت به رسیدگی ادامه خواهد داد.

هرگاه پس از رسیدگی، دادگاه درخواست اعاده دادرسی را وارد تشخیص دهد، حکم مورد اعاده دادرسی رانقض و حکم مقتضی صادر می نماید. در صورتی که درخواست اعاده دادرسی راجع به قسمتی از حکم باشد، فقط همان قسمت نقض یا اصلاح می گردد. این حکم از حیث تجدیدنظر و فرجام خواهی تابع مقررات مربوط خواهد بود.

لازم به ذکر است نسبت به حکمی که پس از اعاده دادرسی صادر می گردد، دیگر اعاده دادرسی از همان جهت پذیرفته نمی شود و در اعاده دادرسی غیر از طرفین دعوا شخص دیگری به هیچ عنوان نمی تواند داخل شود.

 

نکته : طریق خاصی نیز در قانون آیین دادرسی کیفری و در ماده 477 آن قانون پیش بینی شده است که قانونگذار آن را ذیل عنوان اعاده دادرسی و تحت همین نام مورد شناسایی قرار داده است ولی در اصطلاح به این طریق خاص درخواست اعمال ماده 477 گفته می شود.مطابق این ماده "در صورتی که رییس قوه قضاییه رای صادره از ه یک از مراجع قضایی را خلاف شرع بین تشخیص دهدبا تجویز اعاده دادرسی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال تا در شعبی خاص که توسط رییس قوه قضاییه برای این امر تخصیص می یابدرسیدگی و رای قطعی صادر نماید."

 

 

5- اعتراض شخص ثالث :

اگر در خصوص دعوایی، رایی صادر شود که به حقوق شخص ثالث خللی وارد آورد و آن شخص یا نماینده او در دادرسی که منتهی به رای شده است به عنوان اصحاب دعوا دخالت نداشته باشد، می تواند نسبت به آن رای اعتراض نماید.

شخص ثالث حق دارد به هر گونه رای صادره از دادگاه های عمومی، انقلاب و تجدیدنظر اعتراض ماید

نسبت به حکم داور نیز کسانی که خود یا نماینده آنان در تعیین داور شرکت نداشته اند می توانند به عنوان شخص ثالث اعتراض کنند.

اعتراض شخص ثالث بر دو قسم است:

اعتراض اصلی: اعتراضی که ابتدا از طرف شخص ثالث صورت گرفته باشد

اعتراض اصلی باید به موجب دادخواست و به طرفیت محکوم له و محکوم علیه رای مورد اعتراض باشد.

این دادخواست به دادگاهی تقدیم می شود که رای قطعی معترض عنه را صادر کرده است.

ترتیب دادرسی نیز مانند دادرسی نخستین خواهد بود.

 

اعتراض طاری ( غیر اصلی ):

اعتراض یکی از طرفین دعوا به رایی است که سابقا در یک دادگاه صادر شده و طرف دیگر برای اثبات مدعای خود، در اثنای دادرسی آن رای را ابراز نموده است.

اعتراض طاری در دادگاهی که دعوا در آن مطرح است بدون تقدیم دادخواست به عمل خواهد آمد، ولی اگر درجه دادگاه پایین تر از دادگاهی باشد که رای معترض عنه را صادر کرده، معترض دادخواست خود را به دادگاهی که رای را صادر کرده است تقدیم می نماید و موافق اصول در دادگاه رسیدگی خواهد شد.

در صورت وصول اعتراض طاری از طرف شخص ثالث، چنانچه دادگاه تشخیص دهد حکمی که در خصوص اعتراض یاد شده صادر می شود موثر در اصل دعوا خواهد بود، تا حصول نتیجه اعتراض، رسیدگی به دعوا را به تاخیر می اندازد. در غیر اینصورت به دعوای اصلی رسیدگی کرده و رای می دهد.

اگر رسیدگی به اعتراض با دادگاه دیگری باشد به مدت 20 روز به اعتراض کننده مهلت داده می شود که دادخواست خود را به دادگاه مربوط تقدیم نماید. چنانچه در مهلت مقرر اقدام نکند، دادگاه رسیدگی به دعوا را ادامه خواهد داد.

چنانچه دادگاه پس از رسیدگی، اعتراض ثالث را وارد تشخیص دهد، آن قسمت از حکم را که مورد اعتراض قرار گرفته است نقض می نماید و اگر مفاد حکم غیرقابل تفکیک باشد، تمام آن الغاء خواهد شد.

 

6- اعتراض ثالث اجرایی :

هر گاه کسی نسبت به مال منقول یا غیرمنقول یا وجه نقد توقیف شده اظهار حقی نماید، اگر ادعای مزبور مستند به حکم قطعی یا سند رسمی باشد که تاریخ آن مقدم بر تاریخ توقیف است، توقیف رفع می گردد و مدعی حق برای جلوگیری از عملیات اجرایی و اثبات ادعای خود می تواند به دادگاه شکایت کند.

به شکایت شخص ثالث در تمام مراحل دادرسی، بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی و پرداخت هزینه دادرسی، رسیدگی می شود. مفاد شکایت به طرفین ابلاغ می شود و دادگاه به دلایل شخص ثالث و طرفین دعوا به هر نحو و در هر محل که لازم بداند رسیدگی می کند و در صورتی که دلایل شکایت را قوی یافت، قرار توقیف عملیت اجرایی را تا تعیین تکلیف نهایی شکایت صادر می نماید.

در این صورت:

اگر مال مورد اعتراض منقول باشد، دادگاه می تواند با اخذ تامین مقتضی، دستور رفع توقیف و تحویل مال را به معترض بدهد. به شکایت شخص ثالث بعد از فروش  اموال توقیف شده نیز به ترتیب فوق رسیدگی خواهد شد

محکوم له می تواند مال دیگری از اموال محکوم علیه به جای مال مورد اعتراض، معرفی نماید. در این صورت آن مال توقیف و از مال مورد اعتراض رفع توقیف می گردد و رسیدگی به شکایت شخص ثالث نیز موقوف می گردد.

 

 

ثبت امتیاز
پرسش و پاسخ‌های متداول
منظور از شکایت از رای در معنای کلی تجدیدنظر خواهی، فرجام خواهی، واخواهی، اعاده دادرسی و اعتراض ثالث است.هر یک از این راه های شکایت مهلت، شرایط و تشریفات مخصوص به خود را دارد که در این مقاله به طور کامل به آنها پرداخته شده است.توصیه می شود این مقاله و مطلب را با دقت مطالعه نموده و در صورتی که به طور کامل توجیه نشدید برای مشاوره حضوراً به دفتر وکالت ما مراجعه نمایید.
حق الوکاله وکیل دادگستری برای اعتراض و شکایت از آرای دادگاه ها مبلغ ثابتی نیست و اصولاً با توافق طرفین تعیین می شود ولی به طور کلی و بر اساس تعرفه قانونی چهل درصد (40%) از کل حق الوکاله مرحله بدوی، باید در مرحله تجدیدنظر یا فرجام به وکیل پرداخت شود.
ماده 477 قانون آیین دادرسی جدید طریق خاصی از اعاده دادرسی را معرفی نموده که مرجع درخواست آن دفتر رییس قوه قضاییه است و نتیجه آن در صورت پذیرش اعاده دادرسی ارجاع به شعبه هم عرض برای رسیدگی مجدد است.
در حال حاضر برای اعتراض و شکایت از رای دادگاه نیاز به مراجعه به مرجع صدور رای مورد اعتراض نیست و معترض باید به دفتر خدمات قضایی مراجعه کند.البته در بعضی از موارد مثل اعاده دادرسی و درخواست اعمال ماده 477 هنوز هم باید به مرجع قضایی مربوطه مراجعه نمود که در خصوص اعاده دادرسی موضوع ماده 477 به کمیسیون تحت همین نام در ساختمان کاخ دادگستری و در مورد اعاده دادرسی به مرجع صادرکننده رای قطعی.
خیر .آرای کیفری در هیچ فرضی قابل فرجام خواهی نیست ولی مرجع تجدیدنظر بعضی از آرای کیفری (جرایم در صلاحیت رسیدگی دادگاه کیفری یک)، دیوان عالی کشور است.
به طور کلی و اجمالاً باید گفت تمامی دعاوی مالی با خواسته بالاتر از دو میلیون تومان در صورتی که نسبت به آنها درخواست تجدیدنظر نشود قابل فرجام خواهی است.هم چنین خواسته ها و موضوعات غیر مالی را نیز در این خصوص می توان به دو بخش تقسیم کرد : اول- احکام راجع به اصل نکاح، فسخ نکاح، طلاق، نسب، حجر و وقف در هر حال هم قابل تجدید نظر خواهی است و هم قابل فرجام خواهی. دوم - احکام راجع به ثلث، حبس و تولیت فقط در صورتی قابل فرجام خواهی است که نسبت به آن درخواست تجدید نظر نشده باشد. نکته : سایر احکام قابل درخواست فرجام یا فرجام خواهی نیست.
در چند مورد آرای قطعی قابل اعتراض هستند: الف) درخواست اعاده دادرسی) ب) اعتراض به رای غیابی (واخواهی) ج) اعتراض ثالث اجرایی د) اعتراض ثالث اصلی ه) اعتراض ثالث طاری و) درخواست اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری
قطعاً تجدیدنظر خواهی راه مناسب تری برای اعتراض است چون دادگاه تجدید نظر مجاز به ورود به ماهیت دعوا هست و می تواند رای بدوی را نقض کند و خود رای صادر نماید.اما دیوان عالی کشور در مقام رسیدگی فرجامی فقط مجاز به بررسی شکلی و توجه به رعایت تشریفات دادرسی است و اصولاً به ماهیت دعوا ورود نمی نماید.
رسیدگی در دادگاه تجدید نظر استان و دیوان عالی کشور اصولاً حضوری نیست و به صرف توجه به محتویات پرونده و بر اساس لوایح دفاعیه طرفین رسیدگی می شود.البته در موارد استثنایی ممکن است این مراجع نیز حسب تشخیص دستور تشکیل جلسه بدهند.
دیوان عالی کشور یک مرجع عالی قضایی بوده و مرجع عالی اعتراض به آرای محاکم و مراجع قضایی اما دیوان عدالت اداری مرجع عالی صالح در مورد تقاضای تجدید نظر نسبت به آرای مراجع اداری و غیر قضایی است.مثل : هیأت حل اختلاف اداره کار یا کمیسیون های شهرداری، مالیاتی، منابع طبیعی و یا سایر مراجع اداری و غیر دادگستری.
اصولاً هزینه دارسی واخواهی و فرجام خواهی و تجدیدنظر خواهی و اعاده دادرسی در خصوص دعاوی مالی چهار و نیم درصد (4.5%) خواسته است.
نظرات

پنجشنبه, 29 خرداد,1399

مجتبی

سلام خسته خانمم تقاضا مهریه کرده و از خونه مشترکمون دو هفته رفته ک دارای دو فرزند هستیم. تاریخ دادگاه برای مهریه 25/8/99 ولی ماشین توقیف کرده و رهن خونه ک مستاجر هستیم. باید چکار کنم که ماشین و رهن که جز مستثنیات دین میباشند آزاد شوند


پاسخ وکیل :
البته با توجه به توضیحات شما و اینکه هنوز دادگاه تشکیل نشده و طبیعتاً رای هم صادر نشده سوال شما خیلی ارتباطی به این مقاله و مطلب ندارد.اما به شما پاسخ داده می شود که صرف توقیف اموال فعلاً حقی از شما ضایع نمی کند ولی می توانید یا همین الان در مرحله تامین خواسته و توقیف اموال و یا بعداً در مرحله اجرای حکم با مراجعه به شعبه و تقدیم یک لایحه تقاضای رفع توقیف به جهت مستثنیات دین بودن اموال توقیف را بنمایید.

ﺳﻪشنبه, 25 آذر,1399

جمشید

سلام.خسته نباشید.بسیار عالی و قابل فهم و امیدوار کننده است.در جایی که به دلایل ابرازی توجه نشود و یا در جایی که جرم یا مجازات با هم تناسب نداشته باشد.
استاد گرامی فقط اینکه چه وقت و چه زمان باید از ارای قطعی صادره از دادگاه تجدید نظر در امور کیفری باید فرجام خواهی کرد. با توجه به این که رای قطعی شده. بعنوان مثال شاکی پرونده چطور باید اقدام کند. چنانچه توضیحاتی در مقاله تان قرار بدهید ممنون می شویم با تشكر واحترامات.


پاسخ وکیل :
خوشحالیم که این مطلب مورد توجه و استفاده شما قرار گرفته است.
در خصوص سوال شما نیز باید گفت آراء دادگاه های تجدیدنظر در امور کیفری به هیچ وجه قابل فرجام خواهی نیستند و در واقع اصلاً ما در امور کیفری تاسیسی تحت عنوان فرجام خواهی نداریم البته ممکن است به دلایل دیگر مثل اعاده دادرسی یا تجدیدنظر خواهی (آراء دادگاه کیفری یک) پرونده در دیوان عالی کشور مورد رسیدگی مجدد قرار گیرد.

جمعه, 10 بهمن,1399

صاحبقران

خیلی ممنون از اطلاعات خوبتون
ای کاش ب صورت pdf میذاشتین‌‌دانلود میکردیم


پاسخ وکیل :
خوشحالیم که این مطلب مورد پسند و استفاده شما قرار گرفته است.
می توانید در بالای صفحه از طریق آیکون پرینت فایل پی دی اف را دریافت نموده و یا از مطلب پرینت بگیرید.

جمعه, 01 اسفند,1399

سید

با سلام
ممنونم از راهنماییهای مفیدتون😊


پاسخ وکیل :
ما هم ممنونیم از همراهی و توجه شما.

ﺳﻪشنبه, 19 اسفند,1399

مهسا ادیمی

سلام خسته نباشید. مدتی قبل مادرم مقداری طلا به شخصی داد به جهت شراکت. اما طرف بعد از مدتی منکر این قضیه شد کار به دادگاه کشید و طرف سوگند خورد که چیزی دریافت نکرده است . تنها شاهد پرونده هم رد شد. اگر در دادگاه تجدید نظر دوباره حکم بر علیه مادرم صادر شود. آیا بنده به عنوان فرزند ایشان می توانم از آن شخص شکایت کنم جهت بازپس گیری اموال مادرم؟


پاسخ وکیل :
خیر، در واقع اعتراض حق کسی است که دادرسی بدوی با حضور و سمت او انجام شده.علاوه بر این شما از نظر مقررات شکلی و آیین دادرسی حق، نفع و سمتی در این جریان ندارید.البته در صورتی که پس از صدور حکم بدوی یکی از اصحاب دعوا فوت کنند اگر حق یا مهلت اعتراضی داشته باشد آن حق به ورثه او به ارث می رسد.

شنبه, 30 اسفند,1399

علی خاقانی

پدر خانم من بدون اطلاع من برای انجام کار اداری ایشان بجای وکالت معمولی وکالت تام الاختیار گرفته و آپارتمان را بنام خودش سند گرفته با خانمی ازدواج میکند حدود پنجاه سال خودش هشتاد و هشت سال داشته وقتی عدم تعادل پیدا میکند بیمارستان .... اسکن و ام آر ای میکند و گزارش آلزایمر میدهد پزشگ قانونی و پزشگ معالج ایشان تاییدمیکند.آیاهمسرمن میتواندخانه رابگیرد.دسیسه این دونفر مشخص است.
باآرزوی سلامتی شما درسال جدید و با سپاس از راهنمایی شما


پاسخ وکیل :
متاسفانه سوال شما گنگ و نامفهوم است و البته ارتباطی هم به مسئله اعتراض به حکم و رای دادگاه ندارد در هر حال اگر ادعای شما انجام مورد وکالت خارج ار اختیارات اعطایی به وکیل باشد می توانید برای ابطال وکالتنامه اقدام نمایید.توصیه کلی ما این است برای دریافت یک مشاوره دقیق با یک وکیل متخصص و با تجربه در این مورد مشوذت نمایید.

دوشنبه, 02 فروردین,1400

حسین احمدی

با سلام من به رای تجدید نظر اعتراض کردم توسط معاون دادگستری به اتفاق دو نفر قاضی دیگر بررسی شد با نتیجه دو رای منفی و یک رای مثبت گفتن رای تجدید نظر قطعی غیر قابل پیگیری هست که اگر تایید میشد به دیوان جهت رای جدید ارجاع میشد یعنی همان ماده ۴۷۷ حال باز میشود اعتراض نمود ؟ از چه راهی؟


پاسخ وکیل :
خیر، یکبار بیشتر نمی توانید از امتیاز و امکان مندرج در ماده 477 قانون آییین دادرسی کیفری استفاده نمایید.

یکشنبه, 08 فروردین,1400

Neda

باسلام
در دادگاه دو رای کیفری و حقوقی در مورد یک زمین وجود دارد که کیفری به نفع یک طرف و حقوقی به نفع طرف مقابل حال کدام طرف پیروز این پرونده میباشند؟؟ موضوع هم تقسیم نشدن زمین ارثیه


پاسخ وکیل :
مطابق قواعد کلی، دادگاه حقوقی موظف به تبعیت از حکم دادگاه کیفری است اما اگر رای صادر شده و بین این دو حکم تعارض وجود دارد این می تواند از موجبات اعاده دادرسی باشد(بند 4 ماده 426).

یکشنبه, 08 فروردین,1400

Neda

باسلام
در دادگاه کیفری ایا مبایعه نامه دستی و هم نوشته و هم امضا کاربنی باشد قابل قبول میباشد و میتوان کارشناسی کرد؟ واینکه دوشاهد شهادت دهندکه ملک برای فلان کس میباشد قابل قبول میباشد؟


پاسخ وکیل:
سلام . بررسی اعتبار ادله ارتباط تام به عکس العمل طرف مقابل (مدعی علیه) و تصمیم و تشخیص قاضی دارد.قانون در مورد سوال شما حکم صریحی ندارد به عبارت ساده اگر شهادت دلیل اثبات دعوا است در نقطه مقابل امکان جرح شهود نیز وجود دارد و همچنین است در مورد اسناد عادی و ادعای جعل نسبت به آنها.

ﺳﻪشنبه, 10 فروردین,1400

سجاد

سلام خسته نباشید ببخشید ولی اگر کسی میتونه کمک کنه ،بنده حقیر جای یک شرکت رو برای شخصی میگردوندم که وقتی از اونجا اومدم بیرون شخصی رفته شکایت کرده برا صاحب کار و صاحب کار هم فرمی از بنده داشت که بنده شرکت رو اجاره کردم ،ولی بیمه من درشکرکت داداش ان شخص در جای دیگری از شهر رد میکرد و شاهدم دارم حتی خودم ازش شکایت کردم اداره کار وایشون وقتی اومد اداره کار دید مقصره مقداری از حقم رو داد و رضایت دادم براش حال نفر سوم که شکایت از شرکت دار کرده بود اداره کار من رو صاحب کار دونسته و دادگاه رای داده حسابم مسدود کنن تا برج سه نمیدونم جلسه چی هست ایا من میتونم اعتراض بزنم و حسابم از مسدودی در بیارم ؟


پاسخ وکیل :
سلام.سوال شما بسیار مبهم و غیر قابل فهم است و البته هیچ ارتباطی به موضوع راه های اعتراض به رای دادگاه ندارد اگر مسئله برای شما اهمیت دارد بهتر است حضوراً به یک وکیل دادگستری مراجعه نموده و مشاوره بگیرید.

دوشنبه, 16 فروردین,1400

حسین

باعرض سلام
من یه پرونده دارم که یازده نفر از من بعنوان کلاهبرداری شکایت کردن که 7نفر از اینها اصلا نه من و میشناسن و نه با من مراوده ی مال داشتن فقط برای اینکه تعداد شکات زیاد بشه وارد پرونده شدن .الان بازپرس پرونده قرارمنع تعقیب صادر کرده
برای اعتراض به قرار چند نفر از شکات باید حضور داشته باشند .


پاسخ وکیل:
برای اعتراض به قرار منع تعقیب، اعتراض و شکایت حتی یک نفر هم کافی است و طبیعتاً فقط به اعتراض آن فرد رسیدگی می شود ولی اثر آن ممکن است به دیگران هم سرایت نماید.

چهارشنبه, 18 فروردین,1400

روح اله رضایی

سلام دردرب دادگاه با اینجانب سه نفری دعوا کرده اند ومرا کتکاری نمودند گواهی پزشکی گواه ان است دوربین دادگستر ی ان راگرفته بود گزارش کلانتری هم هست کلانتر ی گفت فیلم را ضمیمه میکنم اما ضمیمه نکرده و پاک شده وکسی حاضر به شهادت به نفع اینجانب نشد واینجانب به دادگاه گفتم یا اونها قسم بخورند یا اینجانب اما دادگاه توجهی نکرد وطرف شاهدی اورده که درحضور اینجانب نبوده است دادگاه رددعوا کرد ودر تجدید نظر هم رد دعوا شد ایا راهی هست لاقل قسم بخورد که با اینجانب دعوا نکرده اند

پنجشنبه, 26 فروردین,1400

مهام از اورمیه

باسلام ودرود..لطفا راهنماییم کنید..فرزند مالک مغازه ام که فوت کرده..با دروغ قرارداد مرا کهسال65بوده به دادگاه سال 79اعلام نموده وخواهان قطعید گردیده دردادگاه حضور نداشتم حکم تخلیه غیابی دادند.چکار کنم..متشکرم

چهارشنبه, 01 اردیبهشت,1400

یاسر

با سلام و درود بنده حدود 2 سال پیش یک مشکل برام پیش اومد که پروندم به دادگاه انقلاب رفت و برام حکم قیابی سادر شد و امروز رفتم دادگاه حکم رو بهم ابلاغ کرد و امضا زدم و یک ماه پیش هم درخواست واخواهی داده بودم که رد شده و الان 3 سال تعضیری بریدنو نمیدونم چه کنم راهنمایی میکنید لطفا

پنجشنبه, 02 اردیبهشت,1400

هزینه دادرسی

با سلام
در دادگاه خسارت مالی ناشی از تصادف شاکی اقدام به شکایت و مطالبه 180میلیون تومان کرده که اینجانب در دادگاه پس از انجام کارشناسی اولیه به مبلغ شصت و هشت میلیون و پانصد هزار تومان محکوم شده و پرداخت شش میلیون و سیصد هزار تومان هزینه دادرسی.
ایا مقدار هزینه دادرسی با توجه به محکوم به صحیح است یا میتوان اعتراض نوشت؟

دوشنبه, 13 اردیبهشت,1400

سیدعلی

ممنون از مطالب مفیدتون به شدت کاربردی و مسمر ثمر واقع خواهد شد خدا خیرتون بده.

ﺳﻪشنبه, 14 اردیبهشت,1400

لطفی

باسلام وخسته نباشید درموردحکم غیابی بعد از گذشت شش ماه از قطعی شدن رای دادگاه بدوی ایا اعتراض به حکم دادگاه ممکنه یا نه

چهارشنبه, 05 خرداد,1400

سعید از بیرجند

با درود
یه دادگاه به این شرح داشتم : یه خانم اومد اداره و شروع به فحاشی به همکارمون کرد که اون همکار اون روز اداره تشریف نداشتن بنده که مدیر استان هستم به خانم گفتم که اینجا اداره هستش و در شان اداره صحبت کن که متاسفانه شروع به پرخاشگری و توهین به اینجانب نمودند، در نهایت به 110 زنگ زدیم و شکایت کردیم و در کمال ناباوری و تعجب و با وجود شهود همکاران اداره ، این خانم تبرئه شدند و دادگاه رای داده و گفته رای قطعی میباشد. برای تنبیه و برخود و اعتراض به رای صادره چه اقدامی باید انجام بشه. و بنابر دلایلی نخواستم حقوقی اداره ورود کنه

متشکرم

ﺳﻪشنبه, 25 خرداد,1400

حسین

سلام
آیا در قرارداد پیمانکاری که مدت قرارداد ده روز بوده، کارفرما میتونه بعد از 5 سال ادعا کنه که کار رو درست انجام ندادی و باید خسارت بدی؟
البته قابل ذکر هست در مدت قرارداد هیچ اظهار نظری از سوی کارفرما در خصوص کیفیت و کمیت کار به پیمانکار ابلاغ نشده. آیا ادعای خسارت بعد ازین مدت براشون قابل قبوله؟

دوشنبه, 07 تیر,1400

شیوا شیدایی فر

سلام ببخشید ما در دادگاه دیوان عدالت اداری شکایت کردیم و رای قطعی صادر شد و یک خواسته پیگیری نکردیم میخوام بدونم از چه راهی باید اون یه خواسته رو پیگیری میشه کرد

چهارشنبه, 06 مرداد,1400

علی

سلام من چهارسال پیش مبایعه نامه را امضا کردم میخواستم خانه ام را بفروشم و خریدار پولش آماده نبود ومن مبایعه نامه را فسخ نکردم دست بنگاه موند و دراین مدت چهار سال من درشهرستان بودم و خریدار غیابی سند من را باطل کرده و اسم خوش ثبت کرده و من اطلاعی نداشتم و چند روز پیش رای دادگاهی از طرف خریدار برای تصرف بدست من داد من از شما تقاضا دارم مرا راهنمایی کنید


پاسخ وکیل:
سلام
مبایعه نامه و معامله ای که توصیف کردید صحیح و لازم الاجرا بوده، صرف نپرداختن پول اگر ضمانت اجرایی نداشته باشد موجب بی اعتباری معامله نیست.در هر حال می توانید با استناد به بی اطلاعی خود از رای صادره نسبت به آن واخواهی نمایید.بهتر است قبل از هر اقدامی با یک وکیل با تجربه مشورت نمایید.

جمعه, 08 مرداد,1400

عباس

برادر ۱۷ساله منو با چاقو کشتن ثابتم شد ولی چون پولدارن ...یک پرونده تشکیل دادن خودشون جای کسی هم که مرده نظر دادن ب قاتل سه سال زندان دادن اگ اون قاضی پسر یا برادر خودشم بود همین حکم و میداد انسانیت ک میگید کجاس این خداپرستیه؟این اسلامه؟


پاسخ وکیل:
سلام
بابت مشکلی که برای شما بوجود آمده بسیار متاسفیم.در صورتی که حکم صادره قطعی است می توانید نزد رییس قوه قضاییه درخواست اعمال ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری را بنمایید.

ﺳﻪشنبه, 12 مرداد,1400

هادی

سلام
بنده پرونده حقوقی داشتم در باره تاخیر و تادیه خسارت که رای بنفع من صادر شد اما ناقص، که بنده و طرف مقابل به رای اعتراض کردیم و حال بعد ۳ ماه از تجدید نظر خواهی در دادگاه تجدید نظر ثبت گردید و وقت نظارت برای یکسال اینده در نظر گرفته شده ایا این زمان طولانی نیست و ایا امکان داره رای زودتر از موعد صادر بشه؟ با توجه به ماهیت دعوا که مالی و با این تورم باعث ضرر و زیان به من میشه؟ چه راهکاری هست که بشه وقت نظارت و رسیدگی رو جلوتر انداخت


پاسخ وکیل:
سلام
اگر مرجع اعتراض وقت رسیدگی تعیین کرده امکان تغییر وقت رسیدگی نیست ولی اگر وقت احتیاطی یا نظارت باشد شاید بتوانید با مراجعه حضوری به قاضی او را به صدور رای مجاب نمایید.

چهارشنبه, 13 مرداد,1400

ارمان

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما
ببخشید مدت زمان رسیدگی و پاسخ به اعتراض چقدر هستش ینی چقد طول میکشه تا جواب قطعی بیاد من اعتراض دادم بیشتر از یک ماه هست ولی جوابی نیومده!


پاسخ وکیل:
سلام
در هیچ یک از مراحل رسیدگی نمی توان طول مدت دادرسی را مشخص نمود.پاسخ مرجع اعتراض ، به شکایت از رای ممکن است از یک هفته تا چند سال طول بکشد.

یکشنبه, 07 شهریور,1400

آرش

بنده یه پرونده در تعزیرات داشتم الان حکم داده و تجدید نظر هم تایید کرده میخام دوباره اعتراض بدم چیکار باید بکنم

دوشنبه, 08 شهریور,1400

Samira Nejat

سلام .. یه سوالی داشتم از خدمتتون ؛

اگر کسی بابت چک با فردی دادگاه داشته باشه و اون فرد محکوم به پرداخت اصل چک شده باشه ، ولی خواهان درخواست خسارت دیرکرد کرده باشه و دادگاه بدوی حکم به تادیه داده باشه ، بعد طرف مقابل تجدیدنظر خواهی کرده باشه و درخواستش برای لغو حکم بدوی تایید شده باشه ؛ الان اون فرد میتونه از طرف مقابل شکایت کنه و هزینه های مربوط به تجدیدنظرخواهی رو مطالبه کنه ؟!

شنبه, 20 شهریور,1400

محمد

درود بر شما
۱-آیا رای شورای اختلاف برای صدور دستور تخلیه مسکونی قابل تجدید نظر خواهی است ؟
۲-تجدید نظر را به کجا باید ارسال کرد؟
۳- آیا اسناد ضمیمه لایحه تجدید نظر خواهی باید تماما کپی برابر اصل بشوند ؟

یکشنبه, 21 شهریور,1400

Gh

سلام آیا میشه به رای تجدید نظر پرونده حقوقی اعتراض کرد ?

ﺳﻪشنبه, 23 شهریور,1400

فریدون

سلام وقت به خیر
بنده شوربختانه در سال 91یک واحد اپارتمانی را پبش خرید کردم و بهمن ماه 92تحویل گرفتم و تا امروز که 23شهریور 1400هست ساکنم ،،، سازندگان پس از تحویل واحدها به خریداران رفته سند مادر ملک را بابت 350میلیون تومن وام در رهن موسسه ثامن الائمه گذاشته و میزان تصاعدی رفته بالاوبالاو یکی از سازندگان فراری است و دیگری فوت کرده ،،،چندسال طول کشید پایان کاربگیریم و بعد دنبال دادخواست و شکایت ،، الان برخی واجدها بانگ و وراث را محکوم کرده اند ولی شکایت بنده به جایی نرسید و در دادگاه بدوی و تجدید نظر رد شد ،،،،مگر می شود یک واحد در طبقه من درخواست ش قبول ولی درخواست بنده رد شود لطفا راهنمایی کنید سپاسگزارم.

پنجشنبه, 25 شهریور,1400

سونیا

سلام خیلی ممنون بابت اطلاعات مفیدتون
چندروز پیش نامه ای از دادگستری اومده که در برگه گفته مهلت اعتراض ۷روز و طرف دقیقا روز ۷تم برگه رو به ما رسونده و نگفته امروز اخرین روز مهلتش هست اعتراض کنید ایا میشه الان هم اعتراض کرد بااینکه چندروز از تاریخ اعتراض گذشته ؟

دوشنبه, 29 شهریور,1400

نعمت اله زمانی

با سلام،مدیونی که ،در دو مرحله کیفری وبعد از اطلاع از تعقیر مسیر پرونده،که خواسته ام حاصل نمیشد،اقدام حقوقی کردم ،به فاصله چند ماه ومدیون پس از اطلاع از اقدام کیفری وقبل از حقوقی پنج ،شش ملک با ارزش خود را به ثالث طی مبایعه نامه هایی که ظاهراً عرفی می‌باشد منتقل کرده که بعداً در دادگاه حقوقی محکوم به پرداخت چک با هزینه های تاخیر و... شده و فقط یک مورد از انتقال ها بعد از رأی محکومیت بوده توقیف های منتهی به مزایده که ثالث به عملیات اجرایی معترض ودر دادگاه به انتقال به قصد فرار از دین ،دعوی ثالث را وارد ندانسته ولی در تجدید نظر،مبایعه نامه را وارد وصوری بودن انتقال ها را غیر واقعی و اعتراض تجدید نظر خواه را وارد دانسته،وخواسته ام که مدیون با اطلاع اقدام کرده ودین من به ایشان محرز ومسلم بوده وحین دادرسی اقدام به انتقال کرده به قصد فرار از دین و..... و چون معترضان ثالث دو نفر دیگه هم هست خواستم از راهنمایی شما بزرگوار بهره‌مند شوم

شنبه, 03 مهر,1400

فرهاد ۸۵

ایا در دعوای اعتراض ثالث اجرایی امکان فرجام خواهی یا اعاده دادرسی هست .ممنون

چهارشنبه, 14 مهر,1400

منا صالحی

باسلام، میخاستم بدونم آیا می‌شود که درخواست تجدید نظر خاهی به رایی که از شورای حل اختلاف صادر شده و اعتراض واخواهی زده شده، داده شود؟ یعنی هک واخواهی و هم تجدید نظرخواهی روی یک رای؟ و اینکه اگر امکان داره، به چه ترتیب و چه شرایط ودرچه زمانی باید این درخواست داده شود؟؟

یکشنبه, 18 مهر,1400

سلیمان

سلام
حکم ورشکستگی برایم در سال 96 صادر شده است و ملک مسکونی ام توسط بانک رفاه تملک و فروش رفته است اکنون شخص خریدار به عنوان اعتراض ثالث در پرونده وارد شده است. آیا اعتراض نامبرده قابل بررسی می باشد.
چه دلیلی بر رد اعتراض نامبرده می توان آورد.

دوشنبه, 26 مهر,1400

مرجان

سلام وقت بخیر
دی ماه سال ۹۶ استخدامی علوم پزشکی قبول شدم به مصاحبه دعوت نشدم و یک نفر دیگر را پذیرفتند،
می توانم به دیوان عدالت اداری شکایت کنم؟!
ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

پنجشنبه, 29 مهر,1400

ایرج جلیلی

اینجانب یک دادخواست جهت تخلیه فوری اجاره منزل دادم و قاضی رای عدم استماع دعوی صادر کردند و ما را با توجه به ماده ۱۴ قرارداد اجاره نامه به داوری معرفی کردند و در این شهرستان داوری در اتحادیه بنگاه داران بوده که داور اختلاص داشته و در حال حاضر در زندان می‌باشد و توسط رای دادگاه داوری در این شهرستان ملغا شده و چون قاضی تازه به این شهرستان منتقل شده بود و از موضوع خبر نداشته که داوری ملغا شده رای داوری صادر کرده و طی مراجعه اینجانب به دادگاه و اعلام موضوع فوق ، قاضی اعلام نمودند که به رای اعتراض بدهم لطفا نمونه اعتراض را برایم اعلام کنید تا نتیجه بهتری بگیرم

ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

رزرو وقت مشاوره حقوقی با وکیل

در صورت تمایل به دریافت مشاوره حقوقی از دفتر وکیل مسعود محمدی و دفتر وکالت دادگران حامی و جهت هماهنگی و رزرو وقت مشاوره حقوقی حضوری و مشاوره حقوقی تلفنی، کلیک کنید.