خدمات دفتر وکالت و مشاوره حقوقی دادگران حامی

معرفی انواع روش ها و احکام فسخ قرارداد

 معرفی انواع روش ها و احکام فسخ قرارداد

فسخ یکی از راههای انحلال قرارداد است. فسخ می تواند دلیل قانونی داشته باشد یا قراردادی. با این توضیح که گاهی اوقات قانون اجازه ی فسخ و انحلال قرارداد را به یکی از طرفین می دهد و گاهی اوقات نیز شرح مندرج در قرارداد این حق را اعطا می کند. به دلیل پیچیدگی قرارداد و قواعد حاکم بر آن ضروری است قبل از انعقاد قرارداد با وکیل متخصص قرارداد مشاوره نمایید.

 

  |  
بازدید: 5657
  |  
امتیاز: Article Rating

انواع روشهای فسخ قرارداد

1- فسخ به دلایل قانونی

خيار حقی است كه به دو طرف عقد يا يكی از آنها و گاه به شخص ثالث اختيار فسخ عقد را مي دهد. اجرای اين حق عمل حقوقی است كه با يک اراده انجام می شود  و نياز به قصد انشاء دارد و در زمره ايقاعات است بر خلاف اقاله كه با تراضي واقع می شود. تصمیم فسخ کننده بايد اعلام شود چهره بيرونی و مادی بيابد، هر چند به آگاهی طرف معامله نرسد. فسخ قرار داد همانند ساير اعمال حقوق در موردي مؤثر است كه اراده سالم باشد و از انسانی آگاه و هوشيار سر بزند. 
خیار یا حق فسخی که قانون به طرفین عقد اعطا می نماید شامل موارد زیر می باشد:
1- خیار مجلس
2- خیار حیوان
3- خیار شرط
4- خیار تاخیر ثمن
5- خیار رویت و تخلف وصف
6- خیار غبن
7- خیار عیب
8- خیار تدلیس
9- خیار تبعض صفقه
10- خیار تخلف شرط

 

2- فسخ به دلیل تخلف از شرط ضمن عقد

شرط در لغت به معنی الزام و التزام تبعی است در ضمن عقد. خيار تخلف از شرط حق فسخی است كه در نتيجه تخلف متعهد از ايفاء شرط و عدم امكان التزام وی به به انجام شرط برای مشروط له به وجود می آيد يا در شرايطی كه وصف خاصی برای مال مورد معامله منظور شده و مبيع فاقد آن وصف است.

خيار تخلف از شرط صفت و خيار تخلف وصف را نبايد با هم اشتباه گرفت.

خيار تخلف از وصف يكی از خيارات قانونی ده گانه مذكور در ماه 306 قانون مدنی است و مربوط به موردی است كه مورد معامله با توصيف معلوم شود و خريدار با اعتماد بر اين توصيف مال را بخرد و سپس معلوم شود كه مبيع فاقد وصف مذكور است كه در اين صورت براي خريدار خيار تخلف از وصف به وجود مي آيد.

اما خيار تخلف از شرط صفت اين است كه مورد معامله فاقد وصف باشد كه در ضمن عقد شرط شده است به عبارت ديگر هر گاه مورد معامله فاقد وصف مشروط ضمن عقد باشد، مشروط له به استناد خيار تخلف از شرط صفت می تواند معامله را فسخ كند اما خیار تخلف از وصف اختيار فسخ معامله به وسيله طرفی است كه مالی را نديده و آن را به وصف خريده و بعد مبيع را فاقد آن اوصاف يافته است.

بنابراین، در خيار تخلف از شرط حق فسخی وجود ندارد مگر اينكه تخلف از شرط انجام گرفته شده باشد. يعنی حق فسخی است كه ناشی از شرط و تراضی اراده است. و منظور از خيار تخلف از شرط وقوع تخلف و امتناع متعهد از وفاء به شرط است. در كل خيار تخلف از شرط حق فسخی است كه در نتيجه تخلف متعهد از ايفاء شرط و عدم امكان التزام وی به به انجام شرط برای مشروط له به وجود می آيد.
منظور از شرط صفت، اوصافی است كه جنبه فرعی و غير جوهری دارند و تخلف از شروط اساسی و جوهری موجب بطلان عقد می شود، نه شروط فرعی. چنانچه كه اگر مورد معامله فاقد وصف مشروط ضمن عقد باشد، مشروط له به استناد خيار تخلف از شرط صفت می تواند معامله را فسخ كند. در مورد تخلف از شرط فعل در صورت تخلف و امتناع مشروط عليه از وفای به شرط، مشروط له حق دارد اجبار او را به انجام شرط بخواهد و درصورت تعذر اجبار مشروطه عليه، مشروط له حق فسخ عقد اصلی را پيداخواهد كرد.

اثر تخلف شرط نتيجه هم برای مشروط له فقط حق فسخ معامله اصلی است. يعنی در صورت تخلف از شرط فعل و نتيجه، مشروط عليه ابتدا مجبور به انجام آن شرط می شود و در صورت عدم امكان اجبار و قابليت استناد به انجام مفاد شرط، به هزينه مشروط عليه، شرط توسط ديگری انجام می گردد و در صورت عدم امكان انجام آن توسط فرد ديگر، مشروط له حق فسخ معامله اصلی را پيدا می كند.

 

3- فسخ به جهت اعمال حق فسخ مندرج در قرارداد

شرط خيار شرطی است كه با توافق طرفين در قالب شرط ضمن عقد برای طرفين حق فسخ عقد را ايجاد می نمايد. طبق ماده 399 قانون مدنی در عقد بيع ممكن است شرط شود كه در مدت معين برای بايع يا مشتري يا هر دو يا شخص خارجی اختيار فسخ معامله باشد. يعنی خيار شرط ناشی از اراده طرفين است و طرفين بدون قيد و شرطی، حق فسخ را برای خود در مدت مقرر پيش بينی می كنند. 

 

 

مستندات قانونی در خصوص روش های فسخ قرارداد

ماده ۳۹۶ قانون مدنی
خیارات از قرار ذیل‌اند:
1.خیار مجلس
2.خیار حیوان
3.خیار شرط
4.خیار تاخیر ثمن
۵.خیار رویت و تخلف وصف
۶. خیار غبن
۷. خیار عیب
۸. خیار تدلیس
۹.خیار تبعض صفقه
۱۰.خیار تخلف شرط

ماده ۳۹۷ قانون مدنی
هر یک از متبایعین بعد از عقد فی‌ المجلس و مادام که متفرق نشده‌اند اختیار فسخ معامله را دارند.
ماده ۳۹۸ قانون مدنی
اگر مبیع حیوان باشد مشتری تا سه روز از حین عقد اختیار فسخ معامله را دارد.
ماده ۳۹۹ قانون مدنی
در عقد بیع ممکن است شرط شود که در مدت معین برای بایع یا مشتری یا هر دو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد.
ماده ۴۰۰ قانون مدنی
اگر ابتداء مدت خیار ذکر نشده باشد ابتداء آن از تاریخ عقد محسوب است و الا تابع قرارداد متعاملین است.
ماده ۴۰۱ قانون مدنی
اگر برای خیار شرط مدت نشده باشد هم شرط خیار و هم بیع باطل است.
ماده ۴۰۲ قانون مدنی
هر گاه مبیع عین خارجی و یا در حکم آن بوده و برای تادیه ثمن یا تسلیم مبیع بین متبایعین اجلی معین نشده باشد اگر سه روز از تاریخ‌ بیع بگذرد و در این مدت نه بایع مبیع را تسلیم مشتری نماید و نه مشتری تمام ثمن را به بایع بدهد بایع مختار در فسخ معامله میشود.
ماده ۴۰۳ قانون مدنی
اگر بایع به نحوی از انحاء مطالبه ثمن نماید و به قرائن معلوم گردد که مقصود التزام به بیع بوده است خیار او ساقط خواهد شد.
ماده ۴۰۴ قانون مدنی
هر گاه بایع در ظرف سه روز از تاریخ بیع تمام مبیع را تسلیم مشتری کند یا مشتری تمام ثمن را ببایع بدهد دیگر برای بایع اختیار فسخ‌نخواهد بود اگر چه ثانیاً بنحوی از انحاء مبیع به بایع و ثمن به مشتری برگشته باشد.
ماده ۴۰۵ قانون مدنی
اگر مشتری ثمن را حاضر کرد که بدهد و بایع از اخذ آن امتناع نمود خیار فسخ نخواهد داشت.
ماده ۴۰۶ قانون مدنی
خیار تاخیر مخصوص بایع است و برای مشتری از جهت تاخیر در تسلیم مبیع این اختیار نمیباشد.
ماده ۴۰۷ قانون مدنی
تسلیم بعض ثمن یا دادن آن به کسی که حق قبض ندارد خیار بایع را ساقط نمیکند.
ماده ۴۰۸ قانون مدنی
اگر مشتری برای ثمن ضامن بدهد یا بایع ثمن را حواله دهد بعد از تحقیق حواله خیار تاخیر ساقط میشود.
ماده ۴۰۹ قانون مدنی
هر گاه مبیع از چیزهائی باشد که در کمتر از سه روز فاسد و یا کم قیمت میشود ابتداء خیار از زمانی است که مبیع مشرف به فساد یا ‌کسر قیمت میگردد.
ماده ۴۱۰ قانون مدنی
هر گاه کسی مالی را ندیده و آن را فقط به وصف بخرد بعد از دیدن اگر دارای اوصافی که ذکر شده است نباشد مختار میشود که بیع را‌فسخ کند یا به همان نحو که هست قبول نماید.
ماده ۴۱۱ قانون مدنی
اگر بایع مبیع را ندیده ولی مشتری آن را دیده باشد و مبیع غیر اوصافی که ذکر شده است دارا باشد فقط بایع خیار فسخ خواهد داشت.
ماده ۴۱۲ قانون مدنی
هر گاه مشتری بعضی از مبیع را دیده و بعض دیگر را به وصف یا از روی نمونه خریده باشد و آن بعض مطابق وصف یا نمونه نباشد ‌میتواند تمام مبیع را رد کند یا تمام آنرا قبول نماید.
ماده ۴۱۳ قانون مدنی
هر گاه یکی از متبایعین مالی را سابقاً دیده و به اعتماد رویت سابق معامله کند و بعد از رویت معلوم شود که مال مزبور اوصاف سابقه را‌ندارد اختیار فسخ خواهد داشت.
ماده ۴۱۴ قانون مدنی
در بیع کلی خیار رویت نیست و بایع باید جنسی بدهد که مطابق با اوصاف مقرره بین طرفین باشد.
ماده ۴۱۵ قانون مدنی
خیار رویت و تخلف وصف بعد از رویت فوری است.
ماده ۴۱۶ قانون مدنی
هر یک از متعاملین که در معامله غبن فاحش داشته باشد بعد از علم به غبن میتواند معامله را فسخ کند.
ماده ۴۱۷ قانون مدنی
غبن در صورتی فاحش است که عرفاً قابل مسامحه نباشد.
ماده ۴۱۸ قانون مدنی
اگر مغبون در حین معامله عالم به قیمت عادله بوده است خیار فسخ نخواهد داشت.
ماده ۴۱۹ قانون مدنی
در تعیین مقدار غبن شرایط معامله نیز باید منظور گردد.
ماده ۴۲۰ قانون مدنی
خیار غبن بعد از علم به غبن فوری است.
ماده ۴۲۱ قانون مدنی
اگر کسی که طرف خود را مغبون کرده است تفاوت قیمت را بدهد خیار غبن ساقط نمیشود مگر اینکه مغبون به اخذ تفاوت قیمت ‌راضی گردد.
ماده ۴۲۲ قانون مدنی
اگر بعد از معامله ظاهر شود که مبیع معیوب بوده مشتری مختار است در قبول مبیع معیوب یا اخذ ارش یا فسخ معامله.
ماده ۴۲۳ قانون مدنی
خیار عیب وقتی برای مشتری ثابت میشود که عیب مخفی و موجود در حین عقد باشد.
ماده ۴۲۴ قانون مدنی
عیب وقتی مخفی محسوب است که مشتری در زمان بیع عالم به آن نبوده است اعم از اینکه این عدم علم ناشی از آن باشد که عیب ‌واقعاً مستور بوده است یا اینکه ظاهر بوده ولی مشتری ملتفت آن نشده است.
ماده ۴۲۵ قانون مدنی
عیبی که بعد از بیع و قبل از قبض در مبیع حادث شود در حکم عیب سابق است.
ماده ۴۲۶ قانون مدنی
تشخیص عیب بر حسب عرف و عادت میشود و بنابر این ممکن است بر حسب ازمنه و امکنه مختلف شود.
ماده ۴۲۷ قانون مدنی
اگر در مورد ظهور عیب مشتری اختیار ارش کند تفاوتی که باید به او داده شود به طریق ذیل معین میگردد:
‌قیمت حقیقی مبیع در حال بی عیبی و قیمت حقیقی آن در حال معیوبی به توسط اهل خبره معین شود.
‌اگر قیمت آن در حال بی عیبی مساوی با قیمتی باشد که در زمان بیع بین طرفین مقرر شده است تفاوت بین این قیمت و قیمت مبیع در حال معیوبی ‌مقدار ارش خواهد بود.
‌و اگر قیمت مبیع در حال بی عیبی کمتر یا زیادتر از ثمن معامله باشد نسبت بین قیمت مبیع در حال معیوبی و قیمت آن در حال بی عیبی معین شده و‌بایع باید از ثمن مقرر به همان نسبت نگاه داشته و بقیه را به عنوان ارش به مشتری رد کند.
ماده ۴۲۸ قانون مدنی
در صورت اختلاف بین اهل خبره حد وسط قیمتها معتبر است.
ماده ۴۲۹ قانون مدنی
در موارد ذیل مشتری نمیتواند بیع را فسخ کند و فقط میتواند ارش بگیرد:
۱- در صورت تلف شدن مبیع نزد مشتری یا منتقل کردن آن به غیر.
۲- در صورتی که تغییری در مبیع پیدا شود اعم از اینکه تغییر به فعل مشتری باشد یا نه.
۳ -در صورتیکه بعد از قبض مبیع عیب دیگری در آن حادث شود مگر اینکه در زمان خیار مختص به مشتری حادث شده باشد که در اینصورت ‌مانع از فسخ و رد نیست.
ماده ۴۳۰ قانون مدنی
اگر عیب حادث بعد از قبض در نتیجه عیب قدیم باشد مشتری حق رد را نیز خواهد داشت.
ماده ۴۳۱ قانون مدنی
در صورتی که دریک عقد چند چیز فروخته شود بدون اینکه قیمت هر یک علیحده معین شده باشد و بعضی از آنها معیوب درآید‌ مشتری باید تمام آن را رد کند و ثمن را مسترد دارد یا تمام را نگه دارد و ارش بگیرد و تبعیض نمیتواند بکند مگر به رضای بایع.
ماده ۴۳۲ قانون مدنی
در صورتیکه در یک عقد بایع یک نفر و مشتری متعدد باشد و در مبیع عیبی ظاهر شود یکی از مشتریها نمیتواند سهم خود را به تنهایی رد کند و دیگری سهم خود را نگاه دارد مگر با رضای بایع و بنا بر این اگر در رد مبیع اتفاق نکردند فقط هر یک از آنها حق ارش خواهد داشت.
ماده ۴۳۳ قانون مدنی
اگر در یک عقد بایع متعدد باشد مشتری میتواند سهم یکی را رد و دیگری را با اخذ ارش قبول کند.
ماده ۴۳۴ قانون مدنی
اگر ظاهر شود که مبیع معیوب اصلاً مالیت و قیمت نداشته بیع باطل است و اگر بعض مبیع قیمت نداشته باشد بیع نسبت به آن بعض ‌باطل است و مشتری نسبت به باقی از جهت تبعض صفقه اختیار فسخ دارد.
ماده ۴۳۵ قانون مدنی
خیار عیب بعد از علم به آن فوری است.
ماده ۴۳۶ قانون مدنی
اگر بایع از عیوب مبیع تبری کرده باشد به اینکه عهده عیوب را از خود سلب کرده یا با تمام عیوب بفروشد مشتری در صورت ظهور‌عیب حق رجوع به بایع نخواهد داشت و اگر بایع از عیب خاصی تبری کرده باشد فقط نسبت به همان عیب حق مراجعه ندارد.
ماده ۴۳۷ قانون مدنی
از حیث احکام عیب ثمن شخصی مثل مبیع شخصی است.
ماده ۴۳۸ قانون مدنی
تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود.
ماده ۴۳۹ قانون مدنی
اگر بایع تدلیس نموده باشد مشتری حق فسخ بیع را خواهد داشت و همچنین است بایع نسبت به ثمن شخصی در صورت تدلیس‌ مشتری.
ماده ۴۴۰ قانون مدنی
خیار تدلیس بعد از علم به آن فوری است.
ماده ۴۴۱ قانون مدنی
خیار تبعض صفقه وقتی حاصل میشود که عقد بیع نسبت به بعض مبیع به جهتی از جهات باطل باشد در این صورت مشتری حق ‌خواهد داشت بیع را فسخ نماید یا به نسبت قسمتی که بیع واقع شده است قبول کند و نسبت به قسمتی که بیع باطل بوده است ثمن را استرداد کند.
ماده ۴۴۲ قانون مدنی
در مورد تبعض صفقه قسمتی از ثمن که باید به مشتری بر گردد به طریق ذیل حساب میشود:
‌آن قسمت از مبیع که به ملکیت مشتری قرار گرفته منفرداً قیمت میشود و هر نسبتی که بین قیمت مزبور و قیمتی که مجموع مبیع در حال اجتماع دارد‌ پیدا شود به همان نسبت از ثمن را بایع نگاه داشته و بقیه را باید به مشتری رد نماید.
ماده ۴۴۳ قانون مدنی
تبعض صفقه وقتی موجب خیار است که مشتری در حین معامله عالم به آن نباشد ولی در هر حال ثمن تقسیط می‌شود.
ماده ۴۴۴ قانون مدنی
احکام خیار تخلف شرط به طوری است که در مواد ۲۳۴ الی ۲۴۵ ذکر شده است.
ماده ۴۴۵ قانون مدنی
هر یک از خیارات بعد از فوت منتقل به وراث می‌شود.
ماده ۴۴۶ قانون مدنی
خیار شرط ممکن است به قید مباشرت و اختصاص به شخص مشروط ‌له قرار داده شود در این صورت منتقل به وراث نخواهد شد.
ماده ۴۴۷ قانون مدنی
هر گاه شرط خیار برای شخصی غیر از متعاملین شده باشد منتقل به ورثه نخواهد شد.
ماده ۴۴۸ قانون مدنی
سقوط تمام یا بعضی از خیارات را میتوان در ضمن عقد شرط نمود.
ماده ۴۴۹ قانون مدنی
فسخ به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن نماید حاصل میشود.
ماده ۴۵۰ قانون مدنی
تصرفاتی که نوعاً کاشف از رضای معامله باشد امضای فعلی است مثل آنکه مشتری که خیار دارد با علم به خیار مبیع را بفروشد یا رهن ‌بگذارد.
ماده ۴۵۱ قانون مدنی
تصرفاتی که نوعاً کاشف از بهم زدن معامله باشد فسخ فعلی است.
ماده ۴۵۲ قانون مدنی
اگر متعاملین هر دو خیار داشته باشند و یکی از آنها امضا کند و دیگری فسخ نماید معامله منفسخ میشود.
ماده ۴۵۳ قانون مدنی
در خیار مجلس و حیوان و شرط اگر مبیع بعد از تسلیم و در زمان خیار بایع یا متعاملین تلف یا ناقص شود بر عهده مشتری است و اگر ‌خیار مختص مشتری باشد تلف یا نقص به عهده بایع است.
ماده ۴۵۴ قانون مدنی
هر گاه مشتری مبیع را اجاره داده باشد و بیع فسخ شود اجاره باطل نمیشود مگر اینکه عدم تصرفات ناقله در عین و منفعت بر مشتری ‌صریحاً یا ضمناً شرط شده که در این صورت اجاره باطل است.
ماده ۴۵۵ قانون مدنی
اگر پس از عقد بیع مشتری تمام یا قسمتی از مبیع را متعلق حق غیر قرار دهد مثل اینکه نزد کسی رهن گذارد فسخ معامله موجب زوال ‌حق شخص مزبور نخواهد شد مگر اینکه شرط خلاف شده باشد.
ماده ۴۵۶ قانون مدنی
تمام انواع خیار در جمیع معاملات لازمه ممکن است موجود باشد مگر خیار مجلس و حیوان و تاخیر ثمن که مخصوص بیع است.
ماده ۴۵۷ قانون مدنی
هر بیع لازم است مگر اینکه یکی از خیارات در آن ثابت شود.

 

راه های تماس و مشاوره با وکیل متخصص قراردادها

2.22 از 5 (23 امتیاز)
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

جهت مشاوره حقوقی یا اعطای وکالت به وکیل دادگستری همین حالا تماس بگیرید.
تلفن ثابت:88019243-88019244
تلفن همراه :09121457035

رزرو وقت مشاوره حقوقی با وکیل

در صورت تمایل به دریافت مشاوره حقوقی از دفتر وکیل مسعود محمدی و دفتر وکالت دادگران حامی و جهت هماهنگی و رزرو وقت مشاوره حقوقی حضوری و مشاوره حقوقی تلفنی، کلیک کنید.