تاریخ انتشار: جمعه 20 تیر 1399
قتل - ضرب و جرح - تعریف و انواع (بخش اول)

 قتل - ضرب و جرح - تعریف و انواع (بخش اول)

امتیاز: Article Rating

 

 

قتل - ضرب و جرح - تعریف و انواع (بخش اول)

قتل - ضرب و جرح - شرایط اعمال مجازات (بخش دوم)​ 

قتل - ضرب و جرح - راههای اثبات (بخش سوم)

قتل - ضرب و جرح - قصاص (بخش چهارم)

قتل - ضرب و جرح - مشارکت در قتل (بخش پنجم)

قتل - ضرب و جرح - دیه، انواع و مقدار آن (بخش ششم)​

قتل - ضرب و جرح - اکراه و اجبار (بخش هفتم)

قتل - ضرب و جرح - نکات مهم و مفاهیم مرتبط (بخش هشتم)​

 

 

تعریف و انواع جنایات وارده بر نفس

جنایات بر نفس (قتل) ، عضو (ضرب و جرح) و منفعت اعضاء سه نوع است :

1- عمدی

2- شبه عمدی

3- خطای محض 

 

1- موارد جنایت عمدی 

  • در موردی که مرتکب قصد ایراد جنایت بر علیه فرد یا افراد معین یا حتی افراد غیر معین در یک جمع (مثلاً قصد کشتن گروهی) یا ایراد ضرب و جرح بر آنها را داشته باشد و در عمل هم جنایت واقع شود. 

نکته : در این مورد حتی اگر کاری که مرتکب انجام می دهد، نوعاً موجب وقوع آن جنایت نشود باز هم به جهت داشتن قصد ارتکاب جرم و سوءنیت و عنصر روانی جرم واقع شده، عمدی محسوب می شود. 

  • حالت دوم زمانی است که مرتکب عمداً کاری را انجام دهد که نوعا موجب جنایت شود، در این حالت نیازی نیست که حتماً قصد ارتکاب آن جنایت یا سوءنیت یا عنصر روانی لازم را داشته باشد ولی باید آگاه باشد که آن کار نوعاً موجب جنایت می شود. به طور مثال پرتاب کردن چاقو به سمت شخصی اگر باعث ایرار جنایت شود، عمدی محسوب می شود حتی اگر مرتکب ادعا کند قصد ایراد جنایت را نداشته است. نکته قابل توجه اینکه در این حالت اگر مرتکب مدعی علم آگاهی نسبت به کشنده بودن فعلش باشد، باید این امر را اثبات کند و اگر موفق به اثبات نشود، جنایت عمدی است در واقع در این حالت، فرض بر آگاهی مرتکب نسبت به کشندن بودن فعل است مگر زمانی که جنایت به علت حساسیت زیاد وضع آسیب رخ داده باشد که این حساسیت هم غالباً مشخص و شناخته شده نباشد. در این صورت آگاهی و توجه مرتکب به این امر باید ثابت شود و در صورت عدم اثبات جنایت عمدی نیست. به عبارت دیگر در این حالت فرض می شود که مرتکب نسبت به حساسیت شدید موضوع آسیب، اطلاع و علم نداشته است. 
  •  اگر مرتکب قصد ارتکاب جنایت یا خطا کردن (سوءنیت) را ندارد و عملی هم که انجام داده نوعاً نسبت به افراد متعارف باعث وقوع جنایت یا نظام آن نمی شود (مثل فریاد کشیدن) اما صرفاً درخصوص آن مجنی علیه به علت بیماری، پیری، ضعف یا هر وضعیت دیگر یا به علت وضعیت خاص مکانی یا زمانی،نوعاً موجب جنایت شود، جنایت عمدی محسوب می شود (مثل ترساندن یک مریض قلبی) نکته : شرط لازم برای عمدی محسوب شدن این جنایت ، آن است که مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنی علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی او آگاه و متوجه باشد. 
  •  اگر مرتکب فرد یا افراد خاصی را برای ارتکاب جنایت در نظر ندارد مثل بمب گذاری در اماکن، لیکن قصد ایراد جنایت را دارد (سوءنیت) و عملاً نیز جنایت واقع می شود. 

نکته : در این حالت باید علم و آگاهی مرتکب به این امر(وضعیت نا متعارف مجنی علیه با وضعیت خاص زمانی و مکانی) اثبات شود و در صورت علم و اثبات جنایت عمدی نیست. در واقع دراین مورد،فرض بر علم آگاهی مرتکب (یا عدم سوءنیت و عدم داشتن عنصر روانی) به وضعیت خاص مجنی علیه یا موقعیت خاص مکانی و زمانی است و اثبات آن بر عهده اولیلی عدم(در فرض قتل) یا خود مجنی علیه در فرض ایراد ضرب است در صورتی که آنها نتوانند این امر را اثبات کند، جنایت عمدی محسوب نمی شود. 

 

 

2- موارد جنایت شبه عمدی 

  • هرگاه مرتکب نسبت به مجنی علیه قصد ایراد رفتاری را داشته باشد ولی قصد جنایت واقع شده را نداشته باشد(جز در موارد بالا مشمول جنایت عمدی است) 
  • زمانی که مرتکب نسبت به موضوع جهل داشته باشد؛ مثلاً جنایت را با اعتقاد به اینکه موضوع رفتار او شی یا حیئان است نسبت به مجنی علیه انجام دهد و بعد خلاف آن .... شود. 

نکته : اگر مجنی علیه دارای یکی از حالات زیر باشد طبق ماده 302 قانون مجازات 1392،مرتکب مشمول قصاص و دیه نمی شود : 

1- مرتکب جرم حدی مستوجب مصوب حیات 

2- مرتکب جرم حدی مستوجب قطع عضو مشروط بر برابری جنایت با مجازات حدی او، در غیر اینصورت مقدار اضافه بر حد، حسب مورد دارای قصاص یا دیه تعزیر است 

3- مستحق قصاص نفس یا عضو فقط نسبت به صاحب حق قصاص و به مقدار آن. نکته : عمل مذکور در کلمه مورد خیر، بدون اجازه دادگاه جرم است و مرتکب به تعزیر مقرر در قانون محکوم می شود. 

4- متجاوز و کسی که تجاوز او قریب الوقوع است و دفاع مشروع با رعایت شرایط برای دفاع مشروع. نکته : در این مورد اگر دفاع نفس صدق کند ولی از مراتب آن تجاوز شود، قصاص منقضی است اما مرتکب به شرح مقرر در قانون به دیه و مجازات تعریزی محکوم می شود. 

5- زالی و زانیر در حال زنا نسبت به شوهر زانیر در غیر موارد اکراه واضطرار به شرح مقرر در قانون 

نکته : بنابراین اگر مرتکب با جهل به موضوع جنایت را با اعتقاد به اینکه موضوع رفتاری افراد فوق هستند به مجنی علیه وارد کند جنایت شبه عمدی است. هرگاه مرتكب، مدعی باشد كه مجنیٌ‌علیه، حسب مورد در نفس یا عضو، مشمول ماده(302) این قانون است یا وی با چنین اعتقادی، مرتكب جنایت بر او شده است این ادعا باید طبق موازین در دادگاه ثابت شود و دادگاه موظف است نخست به ادعای مذكور رسیدگی كند. اگر ثابت نشود كه مجنیٌ‌علیه مشمول ماده(302) است و نیز ثابت نشود كه مرتكب بر اساس چنین اعتقادی، مرتكب جنایت شده است مرتكب به قصاص محكوم می‌شود ولی اگر ثابت شود كه به اشتباه با چنین اعتقادی، دست به جنایت زده و مجنیٌ‌علیه نیز موضوع ماده(302) نباشد مرتكب علاوه بر پرداخت دیه به مجازات مقرر در كتاب پنجم«تعزیرات» محكوم می‌شود. 

نکته مهم : اگر کسی به علت اشتباه در هویت، مرتکب جنایی بر دیگری شود، اگر مجنی علیه و فرد مورد نظر هر دو جز موارد فوق (1تا5) نباشند، جنایت عمدی محسوب می شود. 

  •  هرگاه جنایت به جهت تقصیر مرتکب ، بی احتیاطی ، بی مبالاتی ، عدم رعایت نظامات دولتی، اهمال واقع شود مشروط بر اینکه آن تقصیر نوعاً موجب جنایت نشود. 

 

3- موارد خطای محض 

  •  جنایت در حالت خواب و بی هوشی و مانند آنها 
  • جنایت توسط متغیر و مجنون 
  • جنایتی که در آن مرتکب نه قصد جنایت بر مجنی علیه را دارد نه قصد ایراد و فعل واقع شده بروی مانند رها کردن تیری به قصود شکار و اصابت با فردی 

نکته : در فرض یک و..... هرگاه مرتکب بداند که اقدام او نوعاً موجب جنایت می شود، جنایت عمدی محسوب می شود. 

تشخیص نوع جنایت در موارد سرایت جنایت عمدی به مواضع دیگر 

در صورتی که فرد مرتکب جنایت عمدی شود اما نتیجه رفتار وی، بیشتر از مقصود وی واقع شود، اگر رفتار او مشمول جنایت عمدی نشود، نسبت جنایت کمتر عمدی و نسبت به جنایت بیشتر شعبه عمدی محسوب می شود. مثال : مرتکب انگشت کسی را قطع کند(جنایت عهدی) و به سبب آن و شست قطع شود یا فوت کند که جنایت درخصوص قطع انگشت، عمدی اما درخصوص قطع دست یا فوت مجنی علیه، شبه عمدی محسوب می شود. 

 

 

 

وقوع جنایت در موارد ترک وظیفه قانونی یا قراردادی : 

نوع جنایت اگر کسی فعلی را که انجام آن را بر عهده گرفته یا وظیفه خاصی را که قانوناً بر عهده دارد ترک کند و به جهت آن جنایتی واقع شود، در صورتی که توانایی انجام آن فعل را داشته باشد، جنایت حاصل به او مستند می شود و حسب مورد عمدی، غیر عمدی و خطای محض است. مثال : مادر یا دایه ای که شیر دادن کودک را بر عهده گرفته، کودک را شیر ندهد  یا پرستاری مراقب کودک وظیفه قانونی خود را انجام ندهد. 

 

 

تداخل جنایات (تداخل جنایت وارده بر نفس(قتل) با عضو و ضرب و جرح) 

در برخی موارد جنایات با هم دیگر تداخل می کنند : مثل فوت در نتیجه جنایت وارده بر عضو(ضرب و جرح)، وقوع جنایات متعدد بر اعضا در نتیجه یک ضربه عمدی، وقوع جنایات متعدد در نتیجه یک ضربه عمدی، وقوع جنایات متعدد در نتیجه ضربات متعدد عمدی، تکلیف گذشت مجنی علیه نسبت به ضرب و جرح وارده و سپس فوت وی به حکم این موارد ذیلا اشاره می کنیم : 

  • اگر كسي، عمداً جنايتي را بر عضو فردي وارد سازد و او به سبب سرايت جنايت فوت كند، چنانچه جنايت واقع شده مشمول تعريف جنايات عمدي باشد، قتل عمدي محسوب ميشود، در غير اين صورت، قتل شبه عمدي است و مرتكب علاوه بر قصاص عضو به پرداخت ديه نفس نيز محكوم ميشود.
  • اگر مرتكب با يك ضربه عمدي، موجب جنايتي بر عضو شود كه منجر به قتل مجنيٌ عليه گردد، چنانچه جنايت واقع شده مشمول تعريف جنايات عمدي باشد، قتل عمدي محسوب ميشود و به علت نقص عضو يا جراحتي كه سبب قتل شده است به قصاص يا ديه محكوم نميگردد.
  • اگر كسي با يك ضربه عمدي، موجب جنايات متعدد بر اعضاي مجنيٌ عليه شود، چنانچه همه آنها به طور مشترك موجب قتل او شود و قتل نيز مشمول تعريف جنايات عمدي باشد فقط به قصاص نفس محكوم ميشود.
  • اگر كسي با ضربه هاي متعدد عمدي، موجب جنايات متعدد و قتل مجنيٌ عليه شود و قتل نيز مشمول تعريف جنايات عمدي باشد، چنانچه برخي از جنايتها موجب قتل شود و برخي در وقوع قتل نقشي نداشته باشند، مرتكب علاوه بر قصاص نفس، حسب مورد، به قصاص عضو يا ديه جنايتهايي كه تأثيري در قتل نداشته است، محكوم ميشود. لكن اگر قتل به وسيله مجموع جنايات پديد آيد، در صورتي كه ضربات به صورت متوالي وارد شده باشد در حكم يك ضربه است. در غير اين صورت به قصاص يا ديه عضوي كه جنايت بر آن، متصل به فوت نبوده است نيز محكوم ميگردد.

تبصره- احكام مقرر در مواد(296)، (297)، (298) و (299) درمواردي كه جنايت يا جنايات ارتكابي به قسمت بيشتري از همان عضو يا اعضاي ديگر مجنيٌ عليه سرايت كند نيز جاري است.

  • اگر مجنيٌ عليه به تصور اينكه جنايت وارده بر او به قتل منجر نميشود ويا اگر به قتل منجر شود قتل، عمدي محسوب نميشود، قصاص كند يا گذشت يا مصالحه بر ديه يا غير آن نمايد و بعد از آن، جنايت واقع شده، به نفس سرايت كند و به فوت مجنيٌ عليه منجر شود، هرگاه قتل مشمول تعريف جنايات عمدي باشد، قاتل به قصاص نفس محكوم ميشود و چنانچه عضو مرتكب، قصاص شده يا با او مصالحه شده باشد، ولي دم بايد قبل از قصاص نفس، ديه عضو قصاص شده يا وجه المصالحه را به وي بپردازد؛ لكن اگر جنايت مشمول تعريف جنايات عمدي نگردد، به پرداخت ديه نفس، بدون احتساب ديه عضو قصاص شده يا وجه المصالحه أخذ شده، محكوم ميشود. مفاد اين ماده، در موردي كه جنايت ارتكابي به قسمت بيشتري از همان عضوِ مورد جنايت سرايت كند نيز جاري است .

 

 

مطالب مرتبط با قتل و ضرب و جرح :

1- مجازات اعدام در امور کیفری

2- بررسی جرم ضرب و جرح عمدی

3- دفاع مشروع در قانون مجازات اسلامی

4- انواع قتل عمد و بازخوانی یک پرونده قتل واقعی

ایجاد شده توسط مسعود محمدی، وکیل پایه یک دادگستری
اشتراک گذاری
ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

کلید واژه‌ها

رزرو وقت مشاوره حقوقی با وکیل

در صورت تمایل به دریافت مشاوره حقوقی از دفتر وکیل مسعود محمدی و دفتر وکالت دادگران حامی و جهت هماهنگی و رزرو وقت مشاوره حقوقی حضوری و مشاوره حقوقی تلفنی، کلیک کنید.