تعداد بازدید: 494
فسخ قهری-دادگران حامی

 انفساخ، فسخ قهری و شرط فاسخ قرارداد چیست؟

فهرست مطالب

قراردادها به‌عنوان مهم‌ترین ابزار تنظیم روابط حقوقی اشخاص، همواره با این فرض منعقد می‌شوند که آثار آن‌ها تا زمان اجرای کامل تعهدات باقی خواهد ماند. با این حال، حقوق قراردادها تنها به مرحله انعقاد و اجرای عقد محدود نمی‌شود، بلکه شیوه‌ها و اسباب انحلال قرارداد نیز از اهمیت بنیادین برخوردار است. انحلال عقد می‌تواند به اراده یک یا هر دو طرف صورت گیرد یا بدون دخالت اراده آنان و به حکم قانون یا تحقق یک واقعه خارجی محقق شود. شناخت دقیق این شیوه‌ها، به‌ویژه تمایز میان انفساخ، فسخ قهری، شرط فاسخ، فسخ، اقاله و ابطال، نقش تعیین‌کننده‌ای در تحلیل دعاوی قراردادی و تشخیص حقوق و تکالیف طرفین دارد.

در نظام حقوقی ایران، قانون مدنی با الهام از فقه امامیه، اسباب متعددی برای انحلال قراردادها پیش‌بینی کرده است. برخی از این اسباب، مانند فسخ، مبتنی بر اراده و اختیار اشخاص است و برخی دیگر، مانند انفساخ، بدون نیاز به اعلام اراده و به صورت خودبه‌خود تحقق می‌یابد. در این مقاله تلاش می‌شود با رویکردی تحلیلی و مستند به قانون مدنی ایران، مفاهیم انفساخ، فسخ قهری و شرط فاسخ تبیین شده و تفاوت آن‌ها با نهادهای مشابه به‌طور دقیق بررسی گردد.

فرق شرط فسخ با شرط فاسخ-دادگران حامی

تعریف انفساخ یا فسخ قهری عقد

انفساخ که در ادبیات حقوقی از آن با عنوان «فسخ قهری» نیز یاد می‌شود، به معنای انحلال خودبه‌خودی عقد صحیح به حکم قانون یا به سبب تحقق یک شرط یا واقعه خارجی است، بدون آنکه نیاز به اراده یا اعلام قصد هیچ‌یک از طرفین وجود داشته باشد. در انفساخ، عقد در زمان انعقاد کاملاً صحیح و واجد شرایط اساسی صحت معامله بوده است، اما بقای آن منوط به استمرار شرایطی است که با زوال آن‌ها، عقد نیز قهراً از بین می‌رود.

قانون مدنی ایران در موارد متعددی به انفساخ اشاره کرده است. برای نمونه، مطابق ماده ۶۷۸ قانون مدنی، عقد وکالت به واسطه عزل وکیل یا استعفای او منحل می‌شود، اما علاوه بر آن، به موجب فوت، جنون یا سفه وکیل یا موکل نیز عقد وکالت قهراً منفسخ می‌گردد. در این حالت، نه فوت‌کننده قصد انحلال دارد و نه طرف دیگر، بلکه قانون‌گذار تحقق این وقایع را به‌عنوان سبب انحلال عقد شناسایی کرده است.

انفساخ ممکن است ناشی از حکم مستقیم قانون باشد یا نتیجه توافق قبلی طرفین در قالب شرط فاسخ. وجه مشترک تمامی موارد انفساخ آن است که عقد بدون نیاز به اعمال حق یا اعلام اراده، از لحظه تحقق سبب، آثار خود را از دست می‌دهد. از همین رو، دادگاه در مقام رسیدگی، حکم به انفساخ صادر نمی‌کند بلکه صرفاً آن را احراز و اعلام می‌نماید.

مفهوم شرط فاسخ در قرارداد

شرط فاسخ، شرطی است که طرفین ضمن عقد پیش‌بینی می‌کنند تا در صورت تحقق یک واقعه معین و خارجی، قرارداد به‌طور خودکار منحل شود. این شرط در واقع تعلیق در بقاست، نه تعلیق در انعقاد؛ بدین معنا که عقد از ابتدا صحیح و لازم‌الاجراست، اما ادامه حیات آن وابسته به عدم تحقق شرط فاسخ خواهد بود. بر اساس اصل حاکمیت اراده و ماده ۱۰ قانون مدنی، طرفین می‌توانند هر شرطی را که مخالف صریح قانون، نظم عمومی و اخلاق حسنه نباشد، ضمن عقد درج نمایند. شرط فاسخ نیز از جمله شروط صحیح و معتبر است که ریشه در فقه امامیه دارد. برای مثال، ممکن است در قرارداد اجاره شرط شود که در صورت عدم پرداخت اجاره‌بها تا موعد معین، عقد خودبه‌خود منحل گردد.

باید توجه داشت که تحقق شرط فاسخ، نیازی به اعلام فسخ از سوی متعهدله ندارد و اثر آن همان انفساخ عقد است. به بیان دیگر، شرط فاسخ از حیث نتیجه، مصداقی از انفساخ قراردادی محسوب می‌شود. با این حال، بار اثبات تحقق شرط بر عهده کسی است که به انحلال عقد استناد می‌کند و در صورت اختلاف، دادگاه مکلف به بررسی تحقق یا عدم تحقق شرط خواهد بود.

فرق انفساخ با فسخ

فسخ، نهادی ارادی است که به موجب آن یکی از طرفین قرارداد، با استناد به خیار قانونی یا قراردادی، عقد را منحل می‌سازد. در فسخ، وجود اراده و اعلام قصد فسخ‌کننده شرط اساسی تحقق انحلال است و تا زمانی که این اراده اعمال نشود، عقد به قوت خود باقی خواهد بود. در مقابل، انفساخ بدون دخالت اراده طرفین تحقق می‌یابد. نه اعمال خیار لازم است و نه اعلام اراده‌ای صورت می‌گیرد. برای مثال، در عقد جایزی مانند وکالت، فوت موکل به‌محض وقوع، موجب انفساخ عقد می‌شود، حتی اگر وکیل از این واقعه بی‌اطلاع باشد.

از حیث آثار نیز تفاوت‌هایی میان فسخ و انفساخ وجود دارد. در فسخ، اثر انحلال معمولاً ناظر به آینده است و آثار گذشته عقد باقی می‌ماند، مگر در موارد خاص. در انفساخ نیز اصل بر عدم تأثیر قهقرایی است، اما مبنای انحلال، اراده نیست بلکه حکم قانون یا شرط فاسخ است. این تفاوت، در تحلیل مسئولیت‌ها و تعهدات طرفین نقش تعیین‌کننده دارد.

 فرق انفساخ با ابطلال

ابطال ناظر به وضعیتی است که عقد از ابتدا به‌طور صحیح تشکیل نشده و فاقد یکی از شرایط اساسی صحت معامله بوده است. مطابق ماده ۱۹۰ قانون مدنی، قصد و رضا، اهلیت طرفین، موضوع معین و مشروعیت جهت، از شرایط اساسی صحت عقد محسوب می‌شوند. فقدان هر یک از این شرایط، موجب بطلان عقد خواهد بود. در حالی که در انفساخ، عقد در زمان انعقاد صحیح و نافذ بوده و تمامی شرایط قانونی را دارا بوده است، اما به دلیل وقوع یک سبب لاحق، منحل می‌شود. به بیان دیگر، بطلان اثر قهقرایی دارد و عقد را از ابتدا بی‌اثر می‌سازد، اما انفساخ اثر ناظر به آینده دارد و آثار گذشته عقد اصولاً معتبر باقی می‌ماند. این تمایز در دعاوی حقوقی اهمیت فراوانی دارد، زیرا در فرض بطلان، استرداد عوضین بر مبنای قواعد دارا شدن بلاجهت صورت می‌گیرد، در حالی که در انفساخ، بازگشت عوضین تابع آثار انحلال عقد صحیح است و گاه نیازمند تصفیه حساب قراردادی خواهد بود.

فرق انفساخ با اقاله

اقاله یا تفاسخ، به معنای انحلال عقد به تراضی و اراده مشترک طرفین است. مطابق ماده ۲۸۳ قانون مدنی، بعد از معامله، طرفین می‌توانند به تراضی آن را اقاله و تفاسخ کنند. بنابراین، عنصر اساسی اقاله، توافق دو اراده است. در مقابل، انفساخ بدون توافق و حتی برخلاف اراده طرفین نیز ممکن است تحقق یابد. چه‌بسا هر دو طرف مایل به بقای عقد باشند، اما با تحقق سبب قانونی، عقد قهراً منحل شود. این ویژگی، انفساخ را از اقاله به‌طور کامل متمایز می‌سازد.

از حیث آثار نیز، اقاله معمولاً اثر قهقرایی دارد و طرفین باید عوضین را به یکدیگر مسترد کنند، مگر آنکه خلاف آن توافق شده باشد. در انفساخ، اثر قهقرایی وجود ندارد مگر در موارد استثنایی که قانون یا قرارداد مقرر کرده باشد.

فرق انفساخ با شرط فاسخ

انفساخ یک عنوان کلی است که به هر نوع انحلال قهری عقد اطلاق می‌شود، خواه منشأ آن حکم مستقیم قانون باشد و خواه ناشی از توافق طرفین در قالب شرط فاسخ. بنابراین، شرط فاسخ را می‌توان یکی از اسباب تحقق انفساخ دانست، نه نهادی مستقل و جدا از آن. به بیان دقیق‌تر، هر شرط فاسخی منجر به انفساخ می‌شود، اما هر انفساخی ناشی از شرط فاسخ نیست. فوت، جنون یا سفه در عقود جایز، نمونه‌هایی از انفساخ قانونی هستند که هیچ ارتباطی با اراده قراردادی طرفین ندارند. در مقابل، شرط فاسخ مبتنی بر اصل حاکمیت اراده و توافق قبلی طرفین است.شناخت این تمایز، به‌ویژه در تنظیم قراردادها و تحلیل دعاوی ناشی از آن‌ها، اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا نحوه اثبات، زمان انحلال و آثار حقوقی هر یک ممکن است متفاوت باشد.

با توجه به توضیحات فوق می توان گفت انفساخ، فسخ قهری و شرط فاسخ، از مفاهیم کلیدی حقوق قراردادها در نظام حقوقی ایران به‌شمار می‌روند که ریشه در فقه امامیه و قانون مدنی دارند. تمایز دقیق این نهادها از فسخ، اقاله و ابطال، نه‌تنها از منظر نظری، بلکه در عمل قضایی و تنظیم قراردادها نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند. توجه به مبنای انحلال عقد، نقش اراده طرفین و آثار حقوقی هر یک، می‌تواند از بروز اختلافات جدی و تفسیرهای نادرست جلوگیری کرده و امنیت حقوقی قراردادها را تضمین نماید.

5/5 - (1 امتیاز)
دیدگاه و کامنت خود را بنویسید

2 پاسخ

  1. احتراما من قراردادی با 2 نفر وکیل دادگستری منعقد کرده و بابت حق الوکاله زمینی را به ایشان سند زده ولی در متن قرارداد قید شده (در صورتی که وکیل به تعهدات خود نسبت به موضوع قرارداد عمل ننماید یا موضوع قرارداد منتج به حصول نتیجه نگردد حق الوکاله موضوع قرارداد منتفی و چنانچه مبلغی از این بابت دریافت نمود مکلف به استرداد آن به موکل میباشد) ، بعد از گذشت 66 ماه هیچ اقدامی جهت انجام موضوع قرارداد از طرف وکلا صورت نگرفته است .وکلا زمین بنده را که بابت پیش پرداخت حق الوکاله دریافت کرده اند فروخته و سند زده و احتمالا چند دست معامله شده است .از شما راهنمایی میخواهم چگونه من ابطال قرارداد و ابطال سند زمین را درخواست کنم .

    1. باتوجه به شرط مندرج در قرارداد و این که ایشان مکلف بودند در صورت عدم حصول نتیجه مال دریافتی را عودت دهند، می توانید از ایشان شکایت نموده یا تقاضای استرداد مال و جبران خسارت نمایید. نکته ی مهم این که خریداران احتمالی چون اطلاعی از عدم استحقاق فروشندگان نداشته اند، ممکن است فروش در حکم تلف توصیف شده و شما نتوانید عین مال خود را پس بگیرید. با این وجود حق خواهید داشت تقاضای جبران خسارت یا قیمت مال خود را نمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *