تاریخ انتشار: یکشنبه 14 دی 1399
لایحه دفاعیه جرم قذف و افترا

 لایحه دفاعیه جرم قذف و افترا

منظور از قذف دادن نسبت ناروای زنا یا لواط به دیگری است و از جمله جرایم مستوجب حد به این معنا که مجازات آن در شریعت تعیین شده و قانوگذار در جرم دانستن قذف و میزان مجازات آن از شارع تبعیت نموده است.قذف یک حق است به این معنا که هم به ارث می رسد و هم در صورت گذشت شاکی اعمال مجازات به طور کامل منتفی می شود.نزدیکترین و شبیه ترین عنوان به قذف، افترا یا تهمت است.چیزی که در لسان عامیانه مردم به غلط آن را اعاده حیثیت یا ادعای حیثیت می نامند.در ادامه یک نمونه لایحه دفاع در مقابل ورود اتهام قذف و افترا آورده شده است.ولی باید توجه داشت که پرونده های حقوقی به طور کلی ولو اینکه عناوین مشابه داشته باشند طرق دفاعی مخصوص و منحصر بفرد خود را دارند.

امتیاز: Article Rating | تعداد بازدید: 1868

 

لایحه دفاعیه جرم قذف - افترا

 

بسمه تعالی

ریاست محترم شعبه .... دادگاه جزایی مجتمع قدوسی

با سلام

احتراما اینجانب مسعود محمدی به وکالت از متهم پرونده خانم (ف) ...... در خصوص وقت رسیدگی اتهام قذف و افترا در جهت تشخیذ ذهن آن مقام قضایی مراتب زیر را به استحضار می رسانم :

 

1- موکل خانم (ف) .... ، جراح و متخصص زنان و زایمان با شماره نظام پزشکی ..............می باشند که از سال ..........تاکنون با 25 سال سابقه درخشان و سالم کاری نسبت به معاینه ، تشخیص و درمان بیماری های زنان اعم از امور مربوطه به مسائل دستگاه تناسلی و بیماری های مربوط به آن با مجوز و تحت نظارت معاونت درمان فعالیت می نمایند.

 

2- اواسط سال 96 شاکی محترم به جهت بیماری خود به مطب موکل مراجعه نمودند و پس از معاینه و اظهار نظر تخصصی ایشان ضمن پذیرش تشخیص دکتر با امضای فرم مخصوص بیماران نسبت به درمان توسط خانم دکتر اعلام رضایت می نمایند و توسط خانم دکتر درمان می شوند.

 

3- پس از گذشت بیش از یکسال از درمان شاکی توسط موکل ، شاکی مجددا به مطب خانم دکتر مراجعه نموده و خواستار درمان بیماری جدید خود می شوند. پس از معاینه شاکی توسط دکتر ، خانم دکتر با ملاحظه علائم و ظاهر آن قسمت از بدن شاکی بیماری جدید شاکی را ناشی از دستکاری قسمت مقعد تشخیص می دهند که علت آن را یا به دلیل مداخله پزشکی دیگر یا ارتباط جنسی مقعدی احتمال می دهند و این نکته را با بیمار خود (شاکی) در میان می گذارد که شاکی محترم که ظاهرا اینبار از تشخیص پزشک رضایت نداشته اند اقدام به شکایت علیه خانم دکتر به استناد قصور پزشکی می نمایند.

 

4- با مراجعه به کمیسیون رسیدگی به تخلفات پزشکی و پزشکی قانونی میزان 3 درصد دیه برای شاکی تعیین می گردد.

 

5- شاکی محترم که ظاهرا به حق خود راضی نبوده ، اقدام به طرح دعوای افترا و تهمت علیه موکل می نماید که بموجب دادنامه شماره ..........مورخ ..........صادره از شعبه 48 تجدیدنظر استان تهران حکم قطعی بر برائت موکل صادر می گردد.

 

6- پس از صدور رای قطعی مبنی بر برائت موکل نسبت به شکایت افترا و تهمت طرح شده توسط شاکی ، مجددا شاکی محترم اقدام به طرح شکایت مجدد افترا می نماید که موضوع پرونده حاضر می باشد.

با عنایت به شرح آنچه بین موکل و شاکی محترم گذشته است در مقام دفاع از موکل نسبت به کیفرخواست صادره تحت عنوان " نسبت ارتباط جنسی مادون زنا " مطالب زیر را به استحضار می رسانم :

 

7- در خصوص نامه موکل خطاب به دادیار شعبه ... ناحیه ... که مستند شکایت شاکی محترم در این پرونده قرار گرفته است : اولا تمامی صحبت ها و اظهار نظرهای موکل صرفا در مقابل کمیسیون پزشکی و نزد مدعی العموم (که مطمئن ترین نهادها برای رسیدگی و اظهار نظر می باشند) و در مقام پاسخ گویی به سوالات ایشان در خصوص بیماری شاکی محترم و نحوه درمان وی توسط موکل بوده است.

 

8- موکل در جهت دفاع از شکایت شاکی در خصوص تقصیرات پزشکی انتسابی به ایشان و صرفا در مقام پاسخگویی به سوالاتی که از سوی کمیسیون و مراجع قضایی از وی پرسیده شده است اظهار نظر تخصصی و تشخیص خود را از معاینه و بررسی شاکی محترم اعلام نموده است و نه در برابر عموم یا افراد دیگر ، نسبتی به شاکی دهد. حتی در مراجع انتظامی و کلانتری هم به هیچ عنوان اعلام نظری ننموده است و به جهت رعایت رازداری پزشکی بیماری و مسائل مربوط به بیمار خود را افشا ننموده است و فقط در جایی که به حکم قانون در مقابل مقام دادسرا و پزشکی قانونی، ملزم به پاسخ گویی بوده است در خصوص بیماری شاکی اظهار نظر نموده است.

 

9- این شکایت چندمین شکایت شاکی محترم با همین عنوان افترا علیه موکل در طی سال جاری می باشد و شاکی محترم سابق بر این پرونده ، همین شکایت را علیه موکل طرح نمود که بموجب دادنامه ..... صادره از شعبه ... دادگاه تجدید نظر استان تهران منتهی به صدور حکم برائت موکل گردید  و دارای اعتبار مختوم می باشد.

 

10- جهت جلوگیری از لطمه بیش از این به اعتبار و حیثیت شغلی موکل و حفظ آبروی وی و عدم استمرار شکایات واهی متعدد و شاکی محترم صدور حکم بر برائت موکل مستدعی می باشد.

 

11- اینکه پزشک متخصص در مقام اظهار نظر پزشکی ، احتمالات علت بروز بیماری و عارضه ای را مطرح نماید مانند اینکه پزشک داخلی احتمال دهد آسیب شدید کبدی احتمال دارد از افراط در مشروبات الکلی ناشی شود به معنی نسبت دادن عمل به بیمار نمی باشد و صرفا پزشک دلایل احتمالی بروز چنین عارضه ای را با بررسی بالینی و معاینه بیمار مطرح می نماید . چنانچه در خصوص موضوع این پرونده نیز موکل ( پزشک متخصص زنان می باشد ) علت بیماری شاکی را پس از مراجعه شخصی شاکی به مطب ایشان و معاینه وی و ملاحظه آسیب دیدگی های موضع بیمار و در پی سوالاتی که از شاکی می پرسد ناشی از درمان نادرست توسط پزشک دیگر یا ارتباط جنسی مقعدی تشخیص داده است.

 

12- شاکی محترم به جهت بیماری و مشکلی که در ناحیه مقعدی داشته است به موکل مراجعه نموده است و پزشک (موکل) پس از معاینه شاکی و ملاحظه شدت آسیب دیدگی محل معاینه ، علت بروز این عارضه را مراجعه به پزشک دیگر و یا ارتباط جنسی مقعدی تشخیص داده اند. و موکل در مقام یک پزشک متخصص زنان که بیش از 25 سال است با مسائلی مربوط به زنان سرو کار دارد در مورد شخصی قضاوت یا اظهار نظر نمی نماید بلکه در خصوص آسیبی و عارضه ای که مشاهده نموده نظر می دهد.

 

13- اینکه شاکی محترم مکررا در شکواییه و اعتراض به قرار منع تعقیب اظهار می نماید که با وجود اینکه من باکره هستم ایشان به من این نسبت را داده اند که لازم به ذکر است که اولا ارتباط جنسی مقعدی هیچ منافاتی با باکره بودن شخص ندارد چرا که رابطه جنسی مقعدی اصولاً لطمه ای به بکارت شخص وارد نمی کند.ثانیاً موکل در مقام پزشک متخصص که خود شاکی جهت تشخیص و درمان به ایشان مراجعه نموده است به این تشخیص رسیده اند و تشخیص احتمال رابطه جنسی مقعدی هیچ ملازمه ای با نسبت دادن زنا یا حتی ارتباط جنسی دون زنا ندارد چرا که شخص می تواند با ازدواج اعم از موقت یا دائم شرعا و قانونا با دیگران ارتباط جنسی اعم از مقعدی یا غیر آن داشته باشد بدون اینکه زنا باشد ( مضافا اینکه به موجب ماده ..........قانون مجازات قذف ، نسبت دادن عمل زنا یا لواط به دیگری است و مستندا به تبصره ماده 221 همان قانون در تعریف عمل زنا ، میزان ارتباط جنسی مدنظر قانونگذار باید تحقق یابد. در حالی که هیچ یک از عناصر قانونی مادی و معنوی مندرج در قانون مجازات در موضوع پرونده ما تحقق نیافته است چرا که در وارد کردن افترا و تهمت باید صراحت وجود داشته باشد ولی موکل هرگز نسبت صریح مبنی بر زنا یا رابطه ی نامشروع به شاکی نداده است و احتمال رابطه جنسی به هرکسی ممکن است ولو اینکه فرد سالم و مومنی باشد ولو اینکه دوشیزه باشد ممکن است طبق مقررات دین مبین اسلام و در قالب ازدواج دائم یا موقت صورت گرفته باشد ولو اینکه پزشک اگر در خصوص زن متاهلی یا مجردی این اهتمال را مطرح می کرد باز هم هیچ جرمی محقق نشده است.

 

با عنایت به موارد فوق و با عنایت به فقدان عناصر سه گانه تحقق جرم نسبت روابط نامشروع دون زنا و افترا اعم از عنصر مادی ( موکل هرگز داشتن رابطه ی نامشروع اعم از زنا یا دون زنا را به شاکی نسبت نداده است ) و عنصر معنوی ( موکل در مقام اظهار نظر پزشکی و تخصصی نسبت به بیماری شاکی و در جایگاه پاسخگویی به مقام قضایی ( شعبه بازپرسی ) تشخیص خود را از معاینه شاکی بیان نموده است ) و عنصر قانونی ( اگر قرار باشد هر شخصی به پزشک مراجعه نماید و از تشخیص بیماری خود توسط پزشک ناراضی باشد علیه پزشک اقدام به طرح شکایت افترا نماید دیگر پزشکان از ترس شکایت بیماران و اطمینانی نسبت به معاینه و تشخیص بیماری و علل آن اظهار نظر نمایند.

نظر به مراتب مذکور صدور حکم بر برائت موکل و رد شکایت واهی شاکی محترم مورد استدعا می باشد.

با تشکر و تجدید احترام

 

 

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

رزرو وقت مشاوره حقوقی با وکیل

در صورت تمایل به دریافت مشاوره حقوقی از دفتر وکیل مسعود محمدی و دفتر وکالت دادگران حامی و جهت هماهنگی و رزرو وقت مشاوره حقوقی حضوری و مشاوره حقوقی تلفنی، کلیک کنید.