گواهی عدم امکان سازش(طلاق خلع) | نمونه آراء

برگ دادخواست به دادگاه نخستین

خواهان: ***  فرزند:***  سن:***   شغل:آزاد   به نشانی: تهران

خوانده: ***   فرزند: ***   سن: 44  شغل: آزاد    به نشانی: تهران

وکیل یا نماینده قانونی: مسعود محمدی    تهران ، میدان فاطمی - میدان گلها - بلوار گلها

 خواسته موضوع و بهای آن: گواهی عدم امکان سازش(طلاق خلع)

دلایل ومنضمات داخواست(مدارک):

1- فتوکپی مصدق شناسنامه 2- فتوکپی مصدق رونوشت عقدنامه 3- وکالتنامه رسمی 4- وکالتنامه

ریاست محترم دادگاه

شرح دادخواست

با سلام و تقدیم احترام

به استحضار عالی می رساند موکل خانم *** در تاریخ 1377 در دفترخانه *** به عقد دائم آقای *** درآمده به علت کراهت حاصله و عدم تفاهم قادر به ادامه زندگی مشترک نبوده و همچنین زوجه خارج از کشور زندگی می کند زوجین به مدت 11 سال است که جدا از هم زندگی می کنند و زوج در داخل ایران ازدواج مجدد نموده است. در حال حاضر زوجه با بخشش 3 عدد سکه بهار آزادی از مهریه خود طلاق خلع از آن مقام تقاضای گواهی عدم امکان سازش مورد استدعاست.


دادنامه بدوی

بتاریخ: 1392 کلاسه پرونده: ***     شماره دادنامه:****

مرجع رسیدگی : شعبه ** دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی خانواده

خواهان: خانم *** با وکالت مسعود محمدی  به نشانی: تهران ، میدان فاطمی - میدان گلها - بلوار گلها

خوانده: آقای داوود*** به نشانی: تهران

خواسته: صدور حکم طلاق به درخواست زوجه

رای دادگاه

در خصوص دعوی خانم *** فرزند: *** با وکالت مع الواسطه مسعود محمدی  بطرفیت آقای داوود***  فرزند: **  بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش بلحاظ وقوع وی در عسر وحرج شدید با این توضیح موکل وخوانده ده سال است جدا از همدیگر زندگی میکنند زوج در ایران ازدواج مجدد نموده و زندگی مشترک جدیدی تشکیل داده است و از طرفی موکل را ممنوع الخروج نموده و برای موکل مشکلاتی ایجاد نموده و موکل را بلا تکلیف و بدون نفقه گذاشته و با طرح دعاوی متعدد علیه وی ودر غیاب در ایران به ایزاء موکل می پردازد حال زندگی به این صورت برای موکل با عسر وحرج شدید همراه است و نیز روابط موکل وخوانده در طی این ده سال و تجدیدفراش زوج به وضوح بیانگر این است که زوجین جدا از یکدیگر زندگی میکنند. لذا موکل با بذل مبلغ یکصد هزار ریال درخواست صدور گواهی عدم سازش را دارد وخوانده پس از حضور در جلسه دادرسی بیان داشته خواهان پرونده که همسربنده باشد از اینجانب تمکین نمیکند بنده حسب رای صادره از دادگاه صالحه حکم تمکین وی را اخذ، النهایه بلحاظ عدم تمکین مشارالیها مبادرت به ازدواج نمودم در خصوص ممنوع الخروجی وی نیز من اقدامی در این خصوص به عمل نیاوردم ایشان طی رای صادره از شعبه ***  دادگاه عمومی تهران بلحاظ جعل رضایت نامه از ناحیه من ممنوع الخروج گردیده است نهایت تقاضای رد خواسته خواهان را داشته درخواست رجوع به زندگی مشترک و تمکین از خودم را دارم دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و مداقه در دادنامه اصداری و ارائه شده از ناحیه خوانده چون مقدمات تمکین از ناحیه زوج فراهم (صرف نظرازصدورممنوع الخروجی نامبرده) این خواهان میباشد که از حضور در زندگی مشترک و تمکین از زوجه ممانعت می ورزد فلذا دادگاه با وارد نداستن خواسته وی مستندا به ماده *** از قانون مدنی و ***  از قانون مدنی حکم بر بی حقی وی صادر واعلام میدارد رای صادره حضوری وظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدید نظر استان میباشد.   


لایحه تجدیدنظر

ریاست محترم دادگاه تجدید نظر استان تهران

با سلام و تقدیم احترام

در خصوص پرونده کلاسه *** که منجر به صدور دادنامه شماره *** گردیده ضمن اعلام تجدید نظر خواهی به وکالت از خواهان بدوی (خانم ***) به عرض عالی می رسانم :

1- موکل و تجدیدنظرخوانده در سال 84 در کشور آلمان از یکدیگر جدا شده اند که کپی مصدق رای و ترجمه آن ضم لایحه می باشد.

2- پس از وقوع طلاق خارجی تاکنون هیچ ارتباطی میان موکل و تجدیدنظرخوانده وجود نداشته است ومیان آنها طلاق جسمانی وعاطفی نیز واقع گردیده است .

3- عدم ارتباط طرفین در طی این سالها بوضوح بیانگر کراهت شدید زوجه از زوج و عدم تمایل به ادامه زندگی با تجدیدنظر خوانده میباشد. مضافا اینکه تجدیدنظرخوانده نیز با اجازه دادگاه مجددا ازدواج نموده و زندگی جدیدی تشکیل داده است و صاحب دو فرزند می باشد.

4- قاضی محترم دادگاه بدوی در رای خود به حکم عدم تمکین زوج استناد نموده و اینکه موکل از تمکین امتناع می نماید ، لازم بذکر است با توجه به طلاق زوجین در خارج از کشور و عدم مراجعه زوج به زوجه در طی این سالها نشانگر کراهت زوجین از یکدیگر بوده و بیانگر این است که هیچ تمایلی برای ادامه ی این زندگی مشترک وجود ندارد و تمکین یا عدم تمکین زوجه نمی تواند مستند رد تقاضای طلاق زنی باشد که دچار عسروحرجی گردیده که از بلاتکلیفی وی ناشی شده است.

5- همانگونه که قضات محترم تجدیدنظر استحضار دارند موارد مذکور در ماده 1130 تمثیلی می باشد و جنبه ی حصری ندارد، لذا اگر زوجه در شرایطی قرار گیرد که ادامه زندگی برای وی با سختی و مشقت فراوان همراه باشد ولو در موارد مذکوردر بندهای ماده 1130 قانون مدنی قرار نگیرد می تواند به استناد عسر وحرج درخواست طلاق نماید و قانون در هیچ کجا شرط تحقق عسر وحرج را منوط به تمکین زوجه از زوج ندانسته

6- عسر وحرج تجدیدنظرخواه نه از جهت نگرفتن نفقه بلکه از جهت بلاتکلیفی اش می باشد. موکل که در آلمان طلاق گرفته است هیچ توقعی جهت دریافت نفقه ندارد لذا از آنجا که با وجود طلاق طبق قانون آلمان اما از نظر شرعی موکل همچنان همسر شرعی تجدیدنظر خوانده می باشد و با توجه سن موکل و نیازهایی که دارد ادامه این وضعیت برای وی بسیار مشقت بار می باشد نظر به مراتب فوق نقض رای دادنامه بدوی وصدور رای مقتضی مستدعی می باشد


 دادنامه تجدید نظر

بتاریخ: 1392 کلاسه پرونده:***    شماره دادنامه:***

مرجع رسیدگی : شعبه ** دادگاه تجدید نظر استان تهران

تجدیدنظرخواه : خانم *** با وکالت مسعود محمدی   به نشانی: تهران ، میدان فاطمی - میدان گلها - بلوار گلها

تجدیدنظرخوانده: آقای *** به نشانی: تهران

خواسته: صدور حکم طلاق به درخواست زوجه

بتاریخ  1392 در وقت فوق العاده شعبه ** دادگاه تجدید نظر استان تهران بتصدی امضاء کنندگان ذیل تشکیل و پرونده کلاسه فوق تحت نظراست دادگاه با توجه به محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.

رای دادگاه

در خصوص تجدید نظرخواهی خانم بهارک*** فرزند: با وکالت مسعود محمدی   دادنامه **  مورخ 1392   شعبه محترم ** دادگاه خانواده تهران
که بموجب آن در خصوص دعوی مطروحه مشارالیها بطرفیت شوهرش آقای ***  فرزند: **
بخواسته طلاق حکم بررد آن تصدیر گردیده دادگاه تجدیدنظر خواهی را وارد می داند زیرا دلایل ارائه شده و مستندات ابرازی حکایت از عسر و حرج زوجه را وارد و ادامه زندگی مشترک با کیفیت یاد شده در پرونده نگاه داشتن زوجه است در حرج ومشقت که مورد نهی شرع و قانون است قوله تعالی".. لا یرید الله بکم العسر... و لیس علیکم فی الدین من حرج و نیز ماده 1130 قانون مدنی اصلاحی 14/08/70 و تبصره الحاقی 29/04/81 مجتمع تشخیص مصلحت نظام و تبصره ماده 1133 اصلاحی 19/08/81 همین قانون و ماده واحده قانون اصلاح مقرر مربوط به طلاق مصوب مجمع و لحاظ تبصره های آن و با توجه به اینکه مساعی محکمه نیز در ایجاد صلح وسازش فیمابین به نتیجه ای نرسیده و اطرافیان، بستگان زوجین نیز توافقی در این خصوص نداشته اند و از طرفی زوجه الحاح و اصرار به تفارق از ایشان داشتند و حتی حاضر شده بخشی از مهریه خویش را در قبال طلاق به وی بذل نماید و از سایر حقوق مالی خویش هم صرفنظرنموده، دادگاه به موجب صدر ماده 358 قانون آئین دادرسی دادگاهها در امور مدنی دادنامه معترض عنه را نقض و مستندا به مواد مرقومه رای بر تفارق زوجین از همدیگر تحت عنوان طلاق خلعی صادر و اعلام می دارد زوجه یکصد هزار ریال از مهریه خویش را در قبال طلب بذل و دادگاه به اعتبار قاعده الحاکم ولی الممتنع و الغائب قبول بذل می نماید زوجه راجع به جهازیه و سایر حقوق مالی ادعایی ندارد از طلاق مشارالیها میبایست سه ماه عده نگه دارد و در این مدت مستحق نفقه نمی باشد زوجین دارای یک فرزند مشترکند که حضانت اش تا سن 15 سالگی با پدر خواهد بود در مدتی که فرزند نزد پدر است طرف مقابل در هر هفته 24 ساعت از ساعت 17 روز پنجشنبه لغایت ساعت 17 روز جمعه حق ملاقات با فرزندش را دارد نفقه فرزند نیز بعهده پدر است زوجه حسب اقرارش حامله نبوده ولی ارائه تست عدم بارداری به هنگام اجرای طلاق به محض لازم است را ی دادگاه با استناد به مواد 368 و 397 قانون آئین دادرسی یاد شده ظرف 20 روز قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است.   

کلمات کلیدی : 2
دفترخانه,عدم تفاهم زوجین,گواهی عدم امکان سازش,دادگاه عمومی,دادگاه تجدید,عقدنامه,وکالتنامه,ممنوع الخروجی,جعل,ممنوع الخروج,قانون مدنی,حضانت,دیوان عالی کشور,نفقه,میدان فاطمی