خلع ید | نمونه آراء

نمونه آراء
نمونه آراء

لایحه بدوی

بسمه تعالی

ریاست محترم شعبه سوم دادگاه عمومی شهرستان.....

با سلام و تقدیم احترام

اینجانب مسعود محمدی به وکالت از خانمها  ربابه  و مینا*** در خصوص پرونده کلاسه ***به طرفیت از آقای محمد***(خواهان)، ضمن در خواست صدور دستور جنابعالی مبنی بر الصاق وکالت نامه شماره .... به پرونده کلاسه فوق و ارسال اواراق دادرسی ازاین پس به نشانی ذیل لایحه ، توجه حضرتعالی را به دفاعیات اینجانب به شرح آتی جلب می نمایم .

1- قبل از هر چیز و مهمتر از همه اینکه وصیت نامه مورد ادعای آقای محمد ..... صرف نظر از اینکه طبق تاریخ مندرج در آن (که هیچ دلالتی بر صحت تاریخ مذکور وجود ندارد) حدود شش ماه بعد از فوت مرحوم عبدالرحیم ..... تحریر شده است وصرف نظر از تاخیر هشت ساله در ارائه و درخواست تنفیذ آن، طبق مقررات قانون امور حسبی تنظیم نشده و فاقد اعتبار است.

همانطور که دادگاه محترم استحضار دارند قانون امور حسبی در فصل ششم و مواد 276 به بعد شرایطی را برای اعتبار وصیت نامه بر شمرده و در ماده 291 همان قانون وصیت نامه فاقد مراتب مذکور در آن قانون غیر قابل پذیرش دانسته شده است.

وصیت نامه مورد ادعا نه رسمی است و نه خود نوشت و  نه سری و شرایط مذکور در ماده 283 آن قانون یعنی جنگ ، خطر مرگ فوری، امراض ساریه و مسافرت در دریا که مراوده در آنها نوعا مقطوع باشد نیز وجود نداشته است تا شهادت بر وصیت معتبر باشد . مواد 276-277-278-279-283-287-288 قانون مذکور به خوبی گویای این مطالب است.

2- خواهان محترم که خود را فردی خیر خواه و وصی مرحوم عبدالرحیم...... معرفی کرده اند در ابتدا و بدون معرفی فرزندان مرحوم عبدالرحیم ..... اقدام به اخذ گواهی انحصار وراثت کرده وخودرا وارث معرفی کرده بود و بعدا نیز در دعوای اثبات نسب توسط دختران آن مرحوم ، شدیدا از این موضوع دفاع کرده اند (موضع خود مبنی بر وراثت مرحوم عبدالرحیم ....). همچنین ایشان در پرونده کلاسه 84 در سال 1381 مطروحه در شعبه چهارم دادگاههای عمومی  که منجر به دادنامه شماره ** مورخ 26/12/81 شده است ، خود را مالک اموال مرحوم عبدالرحیم .... دانسته و دعوای تنفیذ صلح نامه را مطرح کرده اند.

در تمامی دعاوی فوق الاشعار جناب آقای محمد ....... محکوم شده اند و مسئله قابل توجه در این خصوص تناقض و تضادی ایست که در رفتار و گفتار خواهان محترم وجود دارد و اینکه ایشان خود را وصی می دانند یا مالک !

در پایان پیشاپیش از دقت و توجه و عنایت دادگاه محترم به محتویات پرونده وصدور حکم بر اساس مقررات قانونی سپاسگذارم .


دادنامه بدوی

رای دادگاه

در این پرونده خانم حاجیه فاطمه  ...... فرزند .. بشماره شناسنامه ..... باستناد شهادتنامه و گواهی فوت شماره *** و فتوکپی شناسنامه ورثه درخواستی تقدیم دادگاه نموده که اظهار نموده آقای عبدالرحیم ..... فرزند محمد اسماعیل و شهبانو متولد .. در تاریخ ... در اقامتگاه دائمی خویش فوت نموده است و وراث حین الفوت وی عبارتند از خواهان فوق همسر وآقای محمد .... برادر و خانمها فاطمه ، ربابه ، خدیجه و صغری ..... خواهران متوفی می باشند.

پس از درج آگهی حصر وراثت خانمها مینا و ربابه ....... فرزندان  محمد علی وحسین طی لوایح مدعی گردیده اند که جزء وراث مرحوم فوق الذکر می باشند و پرونده ای به خواسته اثبات نسب تقدیم که در دست رسیدگی است با امعان نظر در محتویات پرونده و توجها به دادنامه *** صادره از شعبه دوم محاکم عمومی ..... که نسبت  خانمها مینا و ربابه به مرحوم عبدالرحیم ...... ثابت گردیده است لهذا بنظر دادگاه وراث حین الفوت مرحوم عبدالرحیم ....... فرزند اسماعیل  عبارتند از :

1-   خانم حاجیه فاطمه ...      فرزند: عباس   شماره شناسنامه :    صادره از حوزه 3

2-   خانم ربابه .....           فرزند: حسین   شماره شناسنامه:     صادره از حوزه

3-   مینا ....                   فرزند: محمدعلی شماره شناسنامه:    صادره از حوزه

می باشند و وراث دیگری ندارد و دارائی آن مرحوم پس از کسر حقوق و دیونی که بر ترکه تعلق می گیرد یک هشتم قیمت ابنیه واشجار متعلق به همسر متوفی و الباقی بالسویه بین فرزندان وی تقسیم خواهد شد اعتبار این گواهی از حیث مبلغ نامحدود است.


دادنامه تجدیدنظر

کلاسه پرونده: ***   شماره دادنامه : ***   تاریخ رسیدگی : 1385

تجدید نظر خواه : آقای محمد ....... فرزند اسماعیل              گازار، روستای ساقدر

تجدید نظر خواندگان : 1- خانم مینا ..... 2- خانم ربابه ..........3- فاطمه ........... هر سه به آدرس تهران سعادت آباد شرکت مخابرات ..........  با وکالت آقای مسعود محمدی

تجدید نظر خواسته : رای شماره **** صادره از شعبه ** دادگاه عمومی جزائی ***

تاریخ ابلاغ رای بدوی به تجدید نظر خواه : *83

تاریخ وصول دادخواست تجدیدنظر:*83

مرجع رسیدگی کننده شعبه سوم دادگاه تجدید نظر استان ….

هیئت شعبه : آقایان مجتبی ، عباس ، محمد باقر

خلاصه جریان پرونده : آقای غلامحسین ....... فرزند محمد *** از طرف خانمها مینا و ربابه ........ و فاطمه ....... طی دادخواستی به طرفیت آقای محمد ......... الزام خوانده را به تحویل ماترک مرحوم عبدالرحیم .......... نموده که بتاریخ 1382 به شعبه 8 دادگاه عمومی …. ارجاع گردیده وقت دادرسی برای تاریخ 82 تعیین و در جلسه دادگاه اظهارات وکیل خواهان و همچنین دفاعیات خوانده منعکس گردیده در تاریخ 1382 قبل از جلسه اول دادرسی خوانده دعوی اصلی طی دادخواستی به طرفیت 1- مینا ......... 2- فاطمه ............ تقاضای صدور حکم به تنفیذ صلحنامه عادی مورخ 66 را نموده است با توجه به اینکه دعوی تقابل بوده ضم پرونده دعوی خانم مینا ....... و دستور مقتضی صادر گردیده آقای محمد ....... در پرونده   **  بموجب لایحه ای ضمن اعتراض به بهای خواسته در اجرای ماده 63 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب ادعا کرده وراث حین الفوت مرحوم عبدالرحیم ............ 1- خانم فاطمه .......... 2- مینا و ربابه .......   می باشند و علیرغم ادعای قاطع اینجانب بر عدم وراث بودن آنها خواسته الزام به تحویل ماترک دارای وجاهت قانونی نبوده و می بایست نسبت به مورد ادعای خویش دعوی مطرح می شد و در بند 2 اظهار داشته با دعوی تقابل بخواسته تنفیذ صلح نامه عادی مورخ 1366 تقاضای صدور حکم به رد دعوی خواهان را نموده است و در بند 3 اعلام نموده در تاریخ 1366 مرحوم عبدالرحیم ......... خانه واقع در تهران شهرک غرب را به انضمام دو دانگ از باغ دماوند و اثاث خانه مشتمل بر یک قالی شش متری موجود در منزل سیدخندان را و مقداری جزئی از اثاثیه را به خانم میترا و مینا ........... واگذار می نماید که این نکته دلالت بر تایید واعتبار صلح نامه عادی در قسمتی که تعارض با آن ندارد می باشد. 4- دلیل دیگر بر تایید و اعتبار مفاد صلح نامه این است که اموال موضوع صلحنامه از بدو تنظیم در اختیار اینجانب بوده است و نهایتا تقاضای صدور حکم بر تنفیذ صلحنامه عادی 1366 را نموده است دادگاه قیمت منطقه ای اموال غیر منقول را استعلام و سازمان امور اقتصادی ودارایی خراسان طی برگ شماره 88 پرونده قیمت را مشخص و اعلام نموده و بر اساس قیمت اعلامی هزینه دادرسی پرداخت شده سپس دادگاه سوابق ثبتی اموال غیر منقول را از اداره ثبت محل استعلام پاسخ به شرح برگهای 113 و 115 وصول وپیوست پرونده است. دادگاه با توجه به خواسته خواهان که مطالب ماترک بوده است اخذ توضیح از وکیل خواهان را ضروری دانسته که آیا بطریقی کل ماترک تعیینی سهم الارث سایر ورثه نیز به مالکیت خواهان درآمده یا خیر ؟ وقت رسیدگی دیگر تعیین و طرفین را دعوت نموده است وکیل خواهان اصلی اظهار داشته بوکالت از خانم مینا ..... به استحضار می رساند سایر وراث با استفاده از دو فقره وکالت رسمی به شماره های **  و ** برای اخذ ماترک وکالت داده اند و خانم ربابه ..... و خانم فاطمه ....... نیز در پرونده کلاسه ** نیز تقاضای تحویل ماترک به نسبت سهم الارث خود را نموده اند. برگ 128 پرونده حکایت دارد خانم ربابه .... و خانم فاطمه ...... به طرفیت آقای محمد .......... تقاضای الزام به تحویل سهم الارث خود را نموده اند که دادگاه دستور ثبت و رسیدگی همزمان پرونده  **  را داده است دادگاه نهایتا پس از رسیدگیهای معموله به شرح مندرج در پرونده ختم دادرسی را اعلام و به شرح دادنامه خواسته خواهان اصلی را ثابت دانسته و حکم محکومیت خوانده به خلع ید و تحویل ماترک مرحوم عبدالرحیم ........... را به شرح مندرج در دادنامه صادر و دعوی تقابل به خواسته تنفیذ صلحنامه عادی 1366 را نسبت به خانم فاطمه ....  مصداق اعتبارامر مختومه دانسته و قرار رد دعوی خواهان تقابل را صادر نموده است و نسبت به سایر خواندگان تقابل حکم به رد دعوی تقابل را صادر و اعلام نموده است رای صادره  پس از ابلاغ در مهلت قانونی مورد تجدیدنظر خواهی خواهان دعوی تقابل واقع وپرونده به دادگاه تجدیدنظر ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است دادگاه بابررسی مندرجات پرونده و رسیدگیهای معوله ختم دادرسی را اعلام و با استعانت از خداوند قادر متعال به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید.

رای دادگاه

در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای محمد ......... فرزند اسماعیل از دادنامه تجدیدنظرخواسته شماره ***مورخ 1383 صادر از شعبه *** دادگاه عمومی جزائی *** که از طرح دعوی خانمها 1- مینا .....  2- ربابه ............... 3- فاطمه ........ با وکالت آقای غلامحسین ......... به خواسته تحویل ماترک مرحوم عبدالرحیم ................ و دعوی تقابل آقای محمد ........... و به طرفیت خانم مینا ..... و خانم فاطمه .......... و به خواسته تنفیذ صلحنامه 1366 رای بر محکومیت خوانده دعوی اصلی به تحویل ما ترک مرحوم عبد الرحیم ..... در حق خواهانها صادر و در خصوص دعوی تقابل نسبت به خانم فاطمه  ..... موضوع مصداق امر مختومه تشخیص و قرار رد دعوی صادر و نسبت به دو خوانده دیگر حکم به رد دعوی صادر گردیده است با امعان نظر در مندرجات پرونده نظر به اینکه مطالب مندرج در دادخواست تجدیدنظر خواهی تکرار همان مطالب قبلی است که توسط دادگاه مورد رسیدگی قرار گرفته و دلیل موثری از ناحیه تجدیدنظرخواه که موجبات فسخ دادنامه معترض عنه را فراهم نماید اقامه نگردیده است و دادنامه موصوف در خصوص دعوی اصلی نسبت به طرفین و نیز دعوی تقابل نسبت به خانم مینا ..... مطابق مندرجات پرونده و قانون صادر و تجدیدنظر خواهی با هیچ یک از شقوق مندرج در ماده 348 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقت ندارد وضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد ماده 358 از قانون مذکور دادنامه تجدیدنظر خواسته نسبت به طرفین دعوی اصلی و نسبت خواهان دعوی تقابل و خانم مینا ..... عینا تائید می نماید لکن در خصوص دعوی تقابل نسبت به خانم ربابه ..... رفیع زاده چون در دادخواست تقابل یاد شده خوانده و طرف دعوی قرار نپرفته است صرف نظر از اینکه تجدیدنظر خواهی نیز در این خصوص به طرفیت وی فاقد  وجاهت قانونی می باشد رسیدگی توسط دادگاه در خصوص مشارالیها نسبت به دعوی تقابل فاقد وجاهت قانونی بوده و به استناد ماده دوم و 358 قانون مذکور ضمن حکم به رد دعوی تقابل نسبت به مشارالیها قرار عدم استماع دعوی تقابل نسبت به یاد شده را صادر و اعلام می دارد رای صادره قطعی است.

کلمات کلیدی : 2
قانون وصیت نامه,گواهی انحصار وراثت,دعاوی فوق الاشعار,دادگاه عمومی,وراث حین الفوت,سعادت آباد,شرکت مخابرات,قانون آئین دادرسی,دادگاه های عمومی و انقلاب,صلحنامه,اداره ثبت,دادنامه تجدیدنظر,خلع ید